بخش
قصاید سعدی
این بخش از «مواعظ» سعدی است و ۶۱ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۵۸، غزل ۳).
- مورد منتشرشده
- ۶۱
- صفحه
- ۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۳قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - در مدح امیر سیفالدین (محمد)شکر و فضل خدای عزوجلکه امیر بزرگوار اجلخواندن شعر ‹
- ۳۴قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در ستایش علاءالدین جوینی صاحب دیوانهر آدمی که نظر با یکی ندارد و دلبه صورتی ندهد صورتیست لایعقلخواندن شعر ‹
- ۳۵قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در تنبیه و موعظهإِنَّ هَوَی النَّفْسِ یَقُدُّ الْعِقاللا یَتَهَدّیٰ وَ یَعِی ما یُقالخواندن شعر ‹
- ۳۶قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - پند و موعظهتوانگری نه به مال است پیش اهل کمالکه مال تا لب گور است و بعد از آن اَعمالخواندن شعر ‹
- ۳۷قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - در ستایش امیرانکیانوبسی صورت بگردیدست عالموزین صورت بگردد عاقبت همخواندن شعر ‹
- ۳۸قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در تهنیت اتابک مظفرالدین سلجوقشاه ابن سلغرخدای را چه توان گفت شکر فضل و کرمبدین نظر که دگرباره کرد بر عالمخواندن شعر ‹
- ۳۹قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - بازگردیدن پادشاه اسلام از سفر عراقالمنةلله که نمردیم و بدیدیمدیدار عزیزان و به خدمت برسیدیمخواندن شعر ‹
- ۴۰قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰جهان بگشتم و آفاق سر به سر دیدمبه مردمی که گر از مردمی اثر دیدمخواندن شعر ‹
- ۴۱قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - تغزل و ستایش صاحب دیوانمن آن بدیع صفت را به ترک چون گویمکه دل ببرد به چوگان زلف چون گویمخواندن شعر ‹
- ۴۲قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲ - در انتقال دولت از سلغریان به قوم دیگراین منتی بر اهل زمین بود از آسمانوین رحمت خدای جهان بود بر جهانخواندن شعر ‹
- ۴۳قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ - در وداع ماه رمضانبرگ تحویل میکند رمضانبار تودیع بر دل اِخْوانخواندن شعر ‹
- ۴۴قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ - در مدح شمسالدین حسین علکانیتمام گشت و مزین شد این خجسته مکانبه فضل و منت پروردگار عالمیانخواندن شعر ‹
- ۴۵قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوانشکر به شکر نهم در دهان مژده دهاناگر تو باز برآری حدیث من به دهانخواندن شعر ‹
- ۴۶قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ - مطلع دومتو را که گفت که برقع برافکن ای فتانکه ماه روی تو ما را بسوخت چون کتانخواندن شعر ‹
- ۴۷قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷ - در ستایش شمسالدین حسین علکانیای محافل را به دیدار تو زینطاعتت بر هوشمندان فرض عینخواندن شعر ‹
- ۴۸قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸ - در ستایش صاحب دیوانتبارک الله از آن نقشبند ماء مهینکه نقش روی تو بستست و چشم و زلف و جبینخواندن شعر ‹
