بخش
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۴۵ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۴۵).
- مورد منتشرشده
- ۴۵
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۳۳شمارهٔ ۳۳ای دل! دانی که او سزاوار تو نیستچه عشوه فروشی که خریدار تو نیستخواندن رباعی ‹
- ۳۴شمارهٔ ۳۴گر در همه عمر در سفر خواهی بودهمچون فلکی زیر و زبر خواهی بودخواندن رباعی ‹
- ۳۵شمارهٔ ۳۵ای دل بندی بس استوارت افتادناخورده می عشق، خمارت افتادخواندن رباعی ‹
- ۳۶شمارهٔ ۳۶هر روز به عالمی دگرگون برسیهر شب به هزار بحر پرخون برسیخواندن رباعی ‹
- ۳۷شمارهٔ ۳۷هر چند که اهل راز میباید گشتهم با قدم نیاز میباید گشتخواندن رباعی ‹
- ۳۸شمارهٔ ۳۸گاه از مویی مشوشت باید شدگه نیز به هیچ دل خوشت باید شدخواندن رباعی ‹
- ۳۹شمارهٔ ۳۹جانا زغمت بسوختی جان، ما رانه کفر گذاشتی نه ایمان، ما راخواندن رباعی ‹
- ۴۰شمارهٔ ۴۰گر جان گویم برآمد و حیران شدور دل گویم واله و سرگردان شدخواندن رباعی ‹
- ۴۱شمارهٔ ۴۱اینجا که منم، پردهٔ پندار بسی استوانجا که تویی، پردهٔ اسرار بسی استخواندن رباعی ‹
- ۴۲شمارهٔ ۴۲در عالم خوف روزگاری دارمزیرا که امید چون تو یاری دارمخواندن رباعی ‹
- ۴۳شمارهٔ ۴۳گر شادی تو معتبرم میآیددر جنب غمت مختصرم میآیدخواندن رباعی ‹
- ۴۴شمارهٔ ۴۴تا زلف تو چون کمند میبینم منافتاده دلم به بند میبینم منخواندن رباعی ‹
- ۴۵شمارهٔ ۴۵ای گم شده از جای به صد جای پدیدپیش تو نه جان نه عقل خود رای پدیدخواندن رباعی ‹
