بخش
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۴۵ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۴۵).
- مورد منتشرشده
- ۴۵
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷شمارهٔ ۱۷زین پیش دلم بستهٔ پندار آمدپنداشت که فتوی دِه اسرار آمدخواندن رباعی ‹
- ۱۸شمارهٔ ۱۸آن سالکِ گرمرو که نامش جان استعمری تک زد که مقصدش میدان استخواندن رباعی ‹
- ۱۹شمارهٔ ۱۹در آرزوی چشمهٔ حیوان مردموز استسقا درین بیابان مردمخواندن رباعی ‹
- ۲۰شمارهٔ ۲۰چندان که دل من به سفر بیش دَرَستره نیست، چو او به جوهر خویش دَرَستخواندن رباعی ‹
- ۲۱شمارهٔ ۲۱گاهی به کمال برتر از خورشیدمگه در نقصان چو ذرّهای جاویدمخواندن رباعی ‹
- ۲۲شمارهٔ ۲۲ای دل غم جان محنت اندیش ببینسرگشتگی خواجه و درویش ببینخواندن رباعی ‹
- ۲۳شمارهٔ ۲۳که گفت ترا که راه اندوهش گیریا شیوهٔ عاشقان انبوهش گیرخواندن رباعی ‹
- ۲۴شمارهٔ ۲۴دردا که دلم به هیچ درمان نرسیدجانش به لب آمد و به جانان نرسیدخواندن رباعی ‹
- ۲۵شمارهٔ ۲۵جانان آمد قصد دل و جانم کردبنمود ره و سلوک آسانم کردخواندن رباعی ‹
- ۲۶شمارهٔ ۲۶هر لحظه می یی به جان سرمست دهدتا جان، دل خود به وصل پیوست دهدخواندن رباعی ‹
- ۲۷شمارهٔ ۲۷ای دل! تو چو مردان به رهِ پرخطریزان درویشی که از خطر بی خبریخواندن رباعی ‹
- ۲۸شمارهٔ ۲۸هر چند که این حدیث جستی تو بسیاز جستن تو به دست نامد مگسیخواندن رباعی ‹
- ۲۹شمارهٔ ۲۹جانی که به راه رهنمون دارد رایوز حسرت خود میان خون دارد جایخواندن رباعی ‹
- ۳۰شمارهٔ ۳۰چون هر نفسی ز درد مهجورتریهر روز درین واقعه معذورتریخواندن رباعی ‹
- ۳۱شمارهٔ ۳۱دل در ره او تصرّف خویش ندیدیک ذرّه در آن راه پس و پیش ندیدخواندن رباعی ‹
- ۳۲شمارهٔ ۳۲در بادیه ای که عقل را راهی نیستگر کوه درو،سیر کند کاهی نیستخواندن رباعی ‹
