بخش
باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۷۸ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۷۸).
- مورد منتشرشده
- ۷۸
- صفحه
- ۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۳۳شمارهٔ ۳۳دل تحفهٔ دلنواز نتوان آورددل کیست که جان فراز نتوان آوردخواندن رباعی ‹
- ۳۴شمارهٔ ۳۴گنجت باید به رنج خو باید کردجان وقف بلای عشق او باید کردخواندن رباعی ‹
- ۳۵شمارهٔ ۳۵دل در طلبش بجان گرفتار آمدجان نیز چو شمع عاشق زار آمدخواندن رباعی ‹
- ۳۶شمارهٔ ۳۶چون نیست دلم را جز ازو دلجوییسرگشته شدم گردِ جهان چون گوییخواندن رباعی ‹
- ۳۷شمارهٔ ۳۷کو کس که چو بوده گشت نابوده نشدوز آسِ سپهرِ سرنگون سوده نشدخواندن رباعی ‹
- ۳۸شمارهٔ ۳۸ای دل چو حجاب و پرده در کار بسی استخون خورکه درین حجاب خون خوار بسی استخواندن رباعی ‹
- ۳۹شمارهٔ ۳۹همچون شمعی چند گدازم چکنمسیماب شدم تیز چه تازم چکنمخواندن رباعی ‹
- ۴۰شمارهٔ ۴۰درداکه قرار از دل سرمستم رفتخون شد دلم و امید پیوستم رفتخواندن رباعی ‹
- ۴۱شمارهٔ ۴۱گفتم: جانا هیچ کسی جانان یافتیا در همه عمر آن چه همی جست آن یافتخواندن رباعی ‹
- ۴۲شمارهٔ ۴۲ای دل به امید هم نفس چند رویتو هیچ نیی درین هوس چند رویخواندن رباعی ‹
- ۴۳شمارهٔ ۴۳چون وصل نیامد به کسی اولیتربی همنفسی هر نفسی اولیترخواندن رباعی ‹
- ۴۴شمارهٔ ۴۴این گنبد خاکستری پر اخگرگه در خونم کشید و گه خاکسترخواندن رباعی ‹
- ۴۵شمارهٔ ۴۵ای بس که ز شوق چرخ دوّار بگشتسرگشته شب و روز چو پرگار بگشتخواندن رباعی ‹
- ۴۶شمارهٔ ۴۶هم عقل طلسم جسم و جان باز نیافتهم گنج زمین و آسمان باز نیافتخواندن رباعی ‹
- ۴۷شمارهٔ ۴۷جانا رخ چون تویی به حس نتوان دیدزر چون بینم به حس که مس نتوان دیدخواندن رباعی ‹
- ۴۸شمارهٔ ۴۸چون باد همی نیاید از سوی تو برکی چشم افتد به پرتو روی تو برخواندن رباعی ‹
