بخش
باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۵۰ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۵۰).
- مورد منتشرشده
- ۵۰
- صفحه
- ۴
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷شمارهٔ ۱۷رنج تو به صد گنج مسلم ندهمملک غم تو به ملکت جم ندهمخواندن رباعی ‹
- ۱۸شمارهٔ ۱۸پیوسته به جان و تن ترا خواهم خواستدر پیرهن و کفن ترا خواهم خواستخواندن رباعی ‹
- ۱۹شمارهٔ ۱۹ای بس که دلم بر در تو خون بگریستو آواز نیامد ز پس پرده که کیستخواندن رباعی ‹
- ۲۰شمارهٔ ۲۰دلها که به جمع آرزوی تو کنندخود را قربان بر سر کوی تو کنندخواندن رباعی ‹
- ۲۱شمارهٔ ۲۱جانم، ز میان جان، وفای تو کنددل ترک دو عالم از برای تو کندخواندن رباعی ‹
- ۲۲شمارهٔ ۲۲چندان که دلم سوی تو بشتابد بازهر دم کاری دگر بر او تابد بازخواندن رباعی ‹
- ۲۳شمارهٔ ۲۳دیرست که سودای تو در سر دارموز عشق دلی خون شده در بر دارمخواندن رباعی ‹
- ۲۴شمارهٔ ۲۴ای قاعدهٔ عشق تو جان افزاییخاصیت حسن تو جهان آراییخواندن رباعی ‹
- ۲۵شمارهٔ ۲۵در عشق تو جان قویم میبایدوز خلق تنی منزویم میبایدخواندن رباعی ‹
- ۲۶شمارهٔ ۲۶گه جان مرا غرق ملاهی میدارگه نفسم را به صد تباهی میدارخواندن رباعی ‹
- ۲۷شمارهٔ ۲۷از بس که شدم ز عشق تو دور اندیشاندیشه ندارم از دو عالم کم و بیشخواندن رباعی ‹
- ۲۸شمارهٔ ۲۸کو هیچ رهی که پیش آن سدّی نیستکو هیچ قبولی که درو ردّی نیستخواندن رباعی ‹
- ۲۹شمارهٔ ۲۹از خود برهان مرا که بس ممتحنمجان و تن من باش که بیجان و تنمخواندن رباعی ‹
- ۳۰شمارهٔ ۳۰عشقت ز ابد تا به ازل میبینمیک سایهٔ او علم و عمل میبینمخواندن رباعی ‹
- ۳۱شمارهٔ ۳۱در عشق تو اسبِ جان بسر خواهم تاختپروانه صفت پای ز پر خواهم ساختخواندن رباعی ‹
- ۳۲شمارهٔ ۳۲گه در عشقت بی سر و پا میسوزیمگه زآتش صد گونه بلا میسوزیمخواندن رباعی ‹
