بخش
باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۴۴ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۴۴).
- مورد منتشرشده
- ۴۴
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷شمارهٔ ۱۷ای صبح هنوز ماهتاب است، مخنددر شیشهٔ ما یقین شراب است، مخندخواندن رباعی ‹
- ۱۸شمارهٔ ۱۸ای شب تو طریقِ زلفِ جانان دارییعنی نتوان گفت که پایان داریخواندن رباعی ‹
- ۱۹شمارهٔ ۱۹ای صبح دمی به خنده بگشای لبیتا باز رهم من از چنین تیره شبیخواندن رباعی ‹
- ۲۰شمارهٔ ۲۰تا کی ز شبِ دراز گریان گردمدر تاریکی چو زلفِ جانان گردمخواندن رباعی ‹
- ۲۱شمارهٔ ۲۱ای صبح! مدم، مخند و مپسند آخریک روز لب از خنده فرو بند آخرخواندن رباعی ‹
- ۲۲شمارهٔ ۲۲ای صبح! چو دیدی بر من سیم تنیبر عشرت ما خنده زدی بی دهنیخواندن رباعی ‹
- ۲۳شمارهٔ ۲۳امشب ز دمیدن تو ترسم ای صبحوز تیغ کشیدن تو ترسم ای صبحخواندن رباعی ‹
- ۲۴شمارهٔ ۲۴امشب که دمی هم نفس جانانمسرمایهٔ عمر این نفس میدانمخواندن رباعی ‹
- ۲۵شمارهٔ ۲۵امشب اگر از تو بی قراری نروداز روز دگر سفیدکاری نرودخواندن رباعی ‹
- ۲۶شمارهٔ ۲۶امشب چه شود که لب ببندی ای صبحدرد من و یارم نپسندی ای صبحخواندن رباعی ‹
- ۲۷شمارهٔ ۲۷ای چرخ ز دریوزهٔ تو میگریموز خرقه پیروزهٔ تو میگریمخواندن رباعی ‹
- ۲۸شمارهٔ ۲۸صبحا! ندمی تو تا که بندی نکنییک روز دوای دردمندی نکنیخواندن رباعی ‹
- ۲۹شمارهٔ ۲۹امشب بر ماست آن صنمِ جان افروزای صبح! مشو روز و مرا جان بمسوزخواندن رباعی ‹
- ۳۰شمارهٔ ۳۰ای صبح!اگر تو یاریی خواهی کردآنست که پرده داریی خواهی کردخواندن رباعی ‹
- ۳۱شمارهٔ ۳۱ای صبح! امشب علاج دیگر نبرمگر دست به زلف آن سمن برنبرمخواندن رباعی ‹
- ۳۲شمارهٔ ۳۲ای صبح! هزار پرده در پیش اندازوان جمله بدین عاشق دل ریش اندازخواندن رباعی ‹
