بخش
باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۱۰۰ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱۰۰).
- مورد منتشرشده
- ۱۰۰
- صفحه
- ۷
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۳۳شمارهٔ ۳۳هر جان که به بحر رهنمون آید زودبیرون رود از خویش و درون آید زودخواندن رباعی ‹
- ۳۴شمارهٔ ۳۴معنی چو ز کل به جزو بیرون آیدهر جزوی از آن جزو دگرگون آیدخواندن رباعی ‹
- ۳۵شمارهٔ ۳۵آن نور که بیرون و درون میتابدچون است چه دانی تو که چون میتابدخواندن رباعی ‹
- ۳۶شمارهٔ ۳۶این عین مکان همان مکان است که بودوین عین زمان همان زمان است که بودخواندن رباعی ‹
- ۳۷شمارهٔ ۳۷سریست برون زین همه اسرار که هستنوریست جدا زین همه انوار که هستخواندن رباعی ‹
- ۳۸شمارهٔ ۳۸در دریایی که نه سر و نه پا داشتهر قطره از او تشنگییی پیدا داشتخواندن رباعی ‹
- ۳۹شمارهٔ ۳۹کس نیست که دریا همه او را افتادیا جنگ و مدارا همه او را افتادخواندن رباعی ‹
- ۴۰شمارهٔ ۴۰هر چیز که آن ز نیستی در پیوستهستند همه از می این واقعه مستخواندن رباعی ‹
- ۴۱شمارهٔ ۴۱آن روز که آفتاب انجم میریختصد عالم پر قطره ز قلزم میریختخواندن رباعی ‹
- ۴۲شمارهٔ ۴۲گاهی ز نو و گه ز کهن میگویندگاهی ز کن و گه ز مکن میگویندخواندن رباعی ‹
- ۴۳شمارهٔ ۴۳در عالم جان نه مرد پیداست نه زنچه عالم جان نه جان هویداست نه تنخواندن رباعی ‹
- ۴۴شمارهٔ ۴۴میپرسیدی که چیست این نقش مجازگر بر گویم حقیقتش هست درازخواندن رباعی ‹
- ۴۵شمارهٔ ۴۵آن سیل که از قوّت خود جوشان بودبا هر چه که پیش آمدش کوشان بودخواندن رباعی ‹
- ۴۶شمارهٔ ۴۶آن سر عجب نه توبدانی ونه منحل کردن آن نه تو توانی و نه منخواندن رباعی ‹
- ۴۷شمارهٔ ۴۷حل کردن آن نه تو توانی و نه منتدبیر به جز غصه فرو خوردن نیستخواندن رباعی ‹
- ۴۸شمارهٔ ۴۸در بادیهای که پا ز سر باید کردهر روز سفر نوع دگر باید کردخواندن رباعی ‹
