بخش
باب پنجاهم: در ختم كتاب عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۴۸ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۴۸).
- مورد منتشرشده
- ۴۸
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷شمارهٔ ۱۷عیسی چو شرابِ لطف در کامم ریختبارانِ کمال بر در و بامم ریختخواندن رباعی ‹
- ۱۸شمارهٔ ۱۸گه یک نفسم هر دوجهان میگیردگه یک سخنم هزار جان میگیردخواندن رباعی ‹
- ۱۹شمارهٔ ۱۹از دفترِ عشقم ورقی بنهادموز درس وجودم سبقی بنهادمخواندن رباعی ‹
- ۲۰شمارهٔ ۲۰آمد دلم و کام روا کرد و برفتاز نقل جهان طعم جدا کرد و برفتخواندن رباعی ‹
- ۲۱شمارهٔ ۲۱جمشید یقین شدم ز پیدایی خویشخورشید منور از نکورایی خویشخواندن رباعی ‹
- ۲۲شمارهٔ ۲۲رفتم که زبان را سر انشا بنماندجان نیز در انوارِ تجلی بنماندخواندن رباعی ‹
- ۲۳شمارهٔ ۲۳دل نیست که نور حق بر او تافته نیستجان نیست که این حدیث دریافته نیستخواندن رباعی ‹
- ۲۴شمارهٔ ۲۴ای دل به سخن مثل محال است تُراسبحان اللّه! این چه کمال است تُراخواندن رباعی ‹
- ۲۵شمارهٔ ۲۵موج سخنم ز اوج پروین بگذشتوین گوهر من زطشت زرین بگذشتخواندن رباعی ‹
- ۲۶شمارهٔ ۲۶اینها که ز نظم و نثرِ خود میلافندمیپنداری که موی میبشکافندخواندن رباعی ‹
- ۲۷شمارهٔ ۲۷خورشید چو رخ نمود انجم برخاستفریاد ز جان و دل مردم برخاستخواندن رباعی ‹
- ۲۸شمارهٔ ۲۸در وقت بیان،عقل سخن سنج مراستدر وقت معانی دو جهان گنج مراستخواندن رباعی ‹
- ۲۹شمارهٔ ۲۹تا کی سخن لطیف نیکو گویمتا چند ز جان و نفس بدخو گویمخواندن رباعی ‹
- ۳۰شمارهٔ ۳۰تا روی چو آفتاب دلدار بتافتدر یک تابش جملهٔ اسرار بتافتخواندن رباعی ‹
- ۳۱شمارهٔ ۳۱دل میبینم عاشق وآشفته ازوجان هر نفسی گلی دگر رُفته ازوخواندن رباعی ‹
- ۳۲شمارهٔ ۳۲یا رب ز خور و خفت چه میباید دیدوز تهمت پذرفت چه میباید دیدخواندن رباعی ‹
