بخش
باب پنجاهم: در ختم كتاب عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۴۸ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۴۸).
- مورد منتشرشده
- ۴۸
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۳۳شمارهٔ ۳۳تا بود مجال گفت، جان، دُرها سفتوز گلبن اسرار یقین، گلها رُفتخواندن رباعی ‹
- ۳۴شمارهٔ ۳۴در هر سخنی که سر بدان آوردمتا سر ننهم دران سخن سرکردمخواندن رباعی ‹
- ۳۵شمارهٔ ۳۵بر دل ز هوا اگر چه بند است تُرابنیوش سخن که سودمند است تُراخواندن رباعی ‹
- ۳۶شمارهٔ ۳۶بس دُرِّ یقین که میبسفتم با توآگاه شوی که من نخفتم با توخواندن رباعی ‹
- ۳۷شمارهٔ ۳۷جانم دُرِ این قلزم بیپایان سفتعقلم گل این طارم سرگردان رُفتخواندن رباعی ‹
- ۳۸شمارهٔ ۳۸آن را که ز سلطان یقین تمکین نیستگو از بر من برو که او را دین نیستخواندن رباعی ‹
- ۳۹شمارهٔ ۳۹ای خلق فرو مانده کجایید همهوز بهر چه مشغول هوایید همهخواندن رباعی ‹
- ۴۰شمارهٔ ۴۰دیدی که چِهها با منِ شیدا کردییکباره مرا بی سر و بی پا کردیخواندن رباعی ‹
- ۴۱شمارهٔ ۴۱هان ای دل بیدار بخفتی آخرگفتی که نیوفتم بیفتی آخرخواندن رباعی ‹
- ۴۲شمارهٔ ۴۲مرغی دیدم نشسته بر ویرانیدر پیش گرفته کلّهٔ سلطانیخواندن رباعی ‹
- ۴۳شمارهٔ ۴۳عالم که امان نداد کس را نفسیخوابیم نمود در هوا و هوسیخواندن رباعی ‹
- ۴۴شمارهٔ ۴۴زین کژ که به راستی نکو میگرددماییم و دلی که خون درو میگرددخواندن رباعی ‹
- ۴۵شمارهٔ ۴۵ماییم به صد هزار غم رفته به خاکپیدا شده در جهان و بنهفته به خاکخواندن رباعی ‹
- ۴۶شمارهٔ ۴۶با زهر اجل چو نیست تریاکم رویکردند به سوی عالم پاکم رویخواندن رباعی ‹
- ۴۷شمارهٔ ۴۷عطار به درد از جهان بیرون شددر خاک فتاد و با دلی پُر خون شدخواندن رباعی ‹
- ۴۸شمارهٔ ۴۸گاهی سخنم به صد جنون بنویسندگاه از سر عقل ذوفنون بنویسندخواندن رباعی ‹
