بخش
باب اول در عدل و تدبیر و رای سعدی
این بخش از «بوستان» سعدی است و ۴۱ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۴۱).
- مورد منتشرشده
- ۴۱
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷بخش ۱۷ - صفت جمعیت اوقات درویشان راضیمگو جاهی از سلطنت بیش نیستکه ایمنتر از ملک درویش نیستخواندن شعر ‹
- ۱۸بخش ۱۸ - حکایت عابد و استخوان پوسیدهشنیدم که یک بار در حلهایسخن گفت با عابدی کلهایخواندن شعر ‹
- ۱۹بخش ۱۹ - گفتار اندر نکوکاری و بدکاری و عاقبت آنهانکوکار مردم نباشد بدشنورزد کسی بد که نیک افتدشخواندن شعر ‹
- ۲۰بخش ۲۰ - حکایت شحنه مردم آزارگزیری به چاهی در افتاده بودکه از هول او شیر نر ماده بودخواندن شعر ‹
- ۲۱بخش ۲۱ - حکایت حجاج یوسفحکایت کنند از یکی نیکمردکه اکرام حجاج یوسف نکردخواندن شعر ‹
- ۲۲بخش ۲۲ - در نواخت رعیت و رحمت بر افتادگانمدر پرده کس به هنگام جنگکه باشد تو را نیز در پرده ننگخواندن شعر ‹
- ۲۳بخش ۲۳ - حکایت در این معنییکی را حکایت کنند از ملوککه بیماری رشته کردش چو دوکخواندن شعر ‹
- ۲۴بخش ۲۴ - گفتار اندر بیوفائی دنیاجهان ای پسر ملک جاوید نیستز دنیا وفاداری امید نیستخواندن شعر ‹
- ۲۵بخش ۲۵ - در تغیر روزگار و انتقال مملکتشنیدم که در مصر میری اجلسپه تاخت بر روزگارش اجلخواندن شعر ‹
- ۲۶بخش ۲۶ - حکایت قزل ارسلان با دانشمندقزل ارسلان قلعهای سخت داشتکه گردن به الوند بر میفراشتخواندن شعر ‹
- ۲۷بخش ۲۷ - حکایتچو الب ارسلان جان به جانبخش دادپسر تاج شاهی به سر برنهادخواندن شعر ‹
- ۲۸بخش ۲۸ - حکایت پادشاه غور با روستاییشنیدم که از پادشاهان غوریکی پادشه خر گرفتی به زورخواندن شعر ‹
- ۲۹بخش ۲۹ - حکایت مأمون با کنیزکچو دور خلافت به مأمون رسیدیکی ماه پیکر کنیزک خریدخواندن شعر ‹
- ۳۰بخش ۳۰ - حکایت درویش صادق و پادشاه بیدادگرشنیدم که از نیکمردی فقیردل آزرده شد پادشاهی کبیرخواندن شعر ‹
- ۳۱بخش ۳۱ - حکایت زورآزمای تنگدستیکی مشت زن بخت و روزی نداشتنه اسباب شامش مهیا نه چاشتخواندن شعر ‹
- ۳۲بخش ۳۲ - حکایت در معنی خاموشی از نصیحت کسی که پند نپذیردحکایت کنند از جفاگستریکه فرماندهی داشت بر کشوریخواندن شعر ‹
