بخش
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۷۶ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۷۶).
- مورد منتشرشده
- ۷۶
- صفحه
- ۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۶۵شمارهٔ ۶۵در زلفِ تو صد حلقهٔ دیگرگون استهر حلقهٔ او تشنهٔ صدصد خون استخواندن رباعی ‹
- ۶۶شمارهٔ ۶۶ای بیخبر از رنج و گرفتاری منشادم که تو خوشدلی به غمخواری منخواندن رباعی ‹
- ۶۷شمارهٔ ۶۷گر کشته شوم کشته به نامِ تو شومور بندهٔ کس شوم غلام تو شومخواندن رباعی ‹
- ۶۸شمارهٔ ۶۸چون نیست ز عقل ذرّهای توفیرمتا می چه کنم عقل، کمش میگیرمخواندن رباعی ‹
- ۶۹شمارهٔ ۶۹تا زلفِ زره ورت به هم تافته شدگوئی که هزار نافه بشکافته شدخواندن رباعی ‹
- ۷۰شمارهٔ ۷۰تا در سرِ زلفت خم و تاب افکندیاین سوخته را دل به عذاب افکندیخواندن رباعی ‹
- ۷۱شمارهٔ ۷۱چون مشکِ خط تو سایهور میافتدخورشید به زیرِ سایه درمیافتدخواندن رباعی ‹
- ۷۲شمارهٔ ۷۲زلف تودگر ز دست نگذارم منتا بو که دل از شست برون آرم منخواندن رباعی ‹
- ۷۳شمارهٔ ۷۳ای پردهٔ دل پرده نوازت بودهجان هم نَفَسِ پردهٔ رازت بودهخواندن رباعی ‹
- ۷۴شمارهٔ ۷۴بیچاره دلِ من که غمِ جانش نیستدر درد بسوخت و هیچ درمانش نیستخواندن رباعی ‹
- ۷۵شمارهٔ ۷۵گر لعلِ لبِ تو دَرِّ شهوارم دادزلف تو ز پی شکست بسیارم دادخواندن رباعی ‹
- ۷۶شمارهٔ ۷۶تا کی کمرِ عهد و وفا باید بستزنّارم ازان زلفِ دو تا باید بستخواندن رباعی ‹
