بخش
باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۹۴ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۹۴).
- مورد منتشرشده
- ۹۴
- صفحه
- ۶
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۸۱شمارهٔ ۸۱میآیم و بس چون خجلی میآیمآیا ز کدام منزلی میآیمخواندن رباعی ‹
- ۸۲شمارهٔ ۸۲چون چهرهٔ خورشید وَشَش روشن تافتآن تاب به جان رسید و پس بر تن تافتخواندن رباعی ‹
- ۸۳شمارهٔ ۸۳در محو دلم ز خویشتن مانَد بازدر توحیدم حجاب افتد آغازخواندن رباعی ‹
- ۸۴شمارهٔ ۸۴از عشق تو آمدم به جان چتوان کردسرگشته شدم گرد جهان چتوان کردخواندن رباعی ‹
- ۸۵شمارهٔ ۸۵گه عشق تو در میان جان دارم منگه جان ز غم تو بر میان دارم منخواندن رباعی ‹
- ۸۶شمارهٔ ۸۶چون نیست زمانی سر خویشم بی توکاری است گرفته پس و پیشم بی توخواندن رباعی ‹
- ۸۷شمارهٔ ۸۷چون دوست به دست روح، پیغامم دادبالای دو کون برد و آرامم دادخواندن رباعی ‹
- ۸۸شمارهٔ ۸۸پیوسته دلم شیفتهٔ آن راز استزان راز شگرف جان من با ناز استخواندن رباعی ‹
- ۸۹شمارهٔ ۸۹نقدی که مراست قیمتش هست بسیآنجا نرسد هیچ گدایی نفسیخواندن رباعی ‹
- ۹۰شمارهٔ ۹۰ای آن که درین حبس جهان ماندهایدر نیک و بد و سود و زیان ماندهایخواندن رباعی ‹
- ۹۱شمارهٔ ۹۱گاهی بیخود، بی سر و بی پا برویمگه بی همه اندر همه زیبا برویمخواندن رباعی ‹
- ۹۲شمارهٔ ۹۲هر سر زدهای ز سرِّ ما آگه نیستهر بیخبری در خورِ این درگه نیستخواندن رباعی ‹
- ۹۳شمارهٔ ۹۳چندین که روی و نیک یا بد بینیگر دیدهوری آن همه از خود بینیخواندن رباعی ‹
- ۹۴شمارهٔ ۹۴مردان می معرفت به اقبال کشندنه همچو زنان دُردی اشکال کشندخواندن رباعی ‹
