بخش
باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۴۷ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۴۷).
- مورد منتشرشده
- ۴۷
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷شمارهٔ ۱۷دل از می عشق مست میپنداریجان شیفتهٔ الست میپنداریخواندن رباعی ‹
- ۱۸شمارهٔ ۱۸جان شیفتهٔ الست میپنداریو اندیشهٔ ما بهانهای بیش نبودخواندن رباعی ‹
- ۱۹شمارهٔ ۱۹جانت به گُوِ تنی در افتاد و برفتجمشید به گلخنی در افتاد و برفتخواندن رباعی ‹
- ۲۰شمارهٔ ۲۰جمشید به گلخنی در افتاد و برفتدر فرع کجا مشبّهی افتاده استخواندن رباعی ‹
- ۲۱شمارهٔ ۲۱در فرع کجا مشبّهی افتاده استافلاک ز یکدگر فرو آسایندخواندن رباعی ‹
- ۲۲شمارهٔ ۲۲آخر ره دورت به کناری برسدبا تو بد و نیک را شماری برسدخواندن رباعی ‹
- ۲۳شمارهٔ ۲۳هر چند که نیستی کمت خواهد بودصد ساله برای یک دمت خواهد بودخواندن رباعی ‹
- ۲۴شمارهٔ ۲۴چون هستی را نیست کسی اولیتربازی که توداری مگسی اولیترخواندن رباعی ‹
- ۲۵شمارهٔ ۲۵ای بس که دل تو بیم دارد در پیشز آنست که دل دو نیم دارد در پیشخواندن رباعی ‹
- ۲۶شمارهٔ ۲۶درویشی چیست مست و مفلس بودنبیخود خود را ز خویش مونس بودنخواندن رباعی ‹
- ۲۷شمارهٔ ۲۷جز بیذاتی لایق درویشان نیستجز بیصفتی در صفت ایشان نیستخواندن رباعی ‹
- ۲۸شمارهٔ ۲۸با درویشان، «کن و مکن» نتوان گفتجز از عدمِ بی سر و بن نتوان گفتخواندن رباعی ‹
- ۲۹شمارهٔ ۲۹خلقان همه در آینهای مینگرندمشغول خودند و ز آینه بیخبرندخواندن رباعی ‹
- ۳۰شمارهٔ ۳۰درها به فنا گشادهاند، اینت عجب!بر هیچ قرار دادهاند، اینت عجب!خواندن رباعی ‹
- ۳۱شمارهٔ ۳۱تا کی غم یک قطرهٔ خوناب خوریمزهری به گمان چند به جُلّاب خوریمخواندن رباعی ‹
- ۳۲شمارهٔ ۳۲دعوی وجود از سر مستی شوم استاز عین عدم خویش پرستی شوم استخواندن رباعی ‹
