بخش
باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۴۷ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۴۷).
- مورد منتشرشده
- ۴۷
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۳۳شمارهٔ ۳۳درویشِ تو را توانگری میبایستنه روی سیاه بر سری میبایستخواندن رباعی ‹
- ۳۴شمارهٔ ۳۴گر ما به هزار تک بخواهیم دویدآخر طمع از خویش بخواهیم بریدخواندن رباعی ‹
- ۳۵شمارهٔ ۳۵در عشق مرا چون عدم محض فزوداز هستی خویشم عدم محض ربودخواندن رباعی ‹
- ۳۶شمارهٔ ۳۶چون در ره این کار مرا دید فزودآمد غم کار و دیدهٔ دید ربودخواندن رباعی ‹
- ۳۷شمارهٔ ۳۷از بس که در آثار نمیبینم منجز پردهٔ پندار، نمیبینم منخواندن رباعی ‹
- ۳۸شمارهٔ ۳۸هیچم همه تا با خود و با خویشتنمهستم همه تا با خود و با جان و تنمخواندن رباعی ‹
- ۳۹شمارهٔ ۳۹نه فخر ز سرفرازیم میآیدنه عار ز حیله سازیم میآیدخواندن رباعی ‹
- ۴۰شمارهٔ ۴۰من ماندهام و لیک بی من منیییفارغ شده از تیرگی و روشنیییخواندن رباعی ‹
- ۴۱شمارهٔ ۴۱زان روز که در صدر خودی بنشستمتا بنشستم به بیخودی پیوستمخواندن رباعی ‹
- ۴۲شمارهٔ ۴۲اول همه نیستی است تا اول کارو آخر همه نیستیست تا روز شمارخواندن رباعی ‹
- ۴۳شمارهٔ ۴۳عمری به فنا بر دلم آوردم دستتا دل ز فنا به زاری زار نشستخواندن رباعی ‹
- ۴۴شمارهٔ ۴۴هیچم من و در گفت و شنید آمدهامدر نیست پدید و بیکلید آمدهامخواندن رباعی ‹
- ۴۵شمارهٔ ۴۵این بیخودیی که من در آن افتادمشرحش بدهم که از چسان افتادمخواندن رباعی ‹
- ۴۶شمارهٔ ۴۶ای دل! دیدی که هرچه دیدی هیچ استهر قصّهٔ دوران که شنیدی هیچ استخواندن رباعی ‹
- ۴۷شمارهٔ ۴۷ای بود تو پیوسته بنا بود آخرتا کی باشی به هیچ خشنود آخرخواندن رباعی ‹
