بخش
باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۱۱۲ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱۱۲).
- مورد منتشرشده
- ۱۱۲
- صفحه
- ۷
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۴۹شمارهٔ ۴۹چون صبح به خنده یک نفس خرسندمچون ابر به گریه نیست کس مانندمخواندن رباعی ‹
- ۵۰شمارهٔ ۵۰شمعم که ز خود نهان فرو میگریممیخندم و هر زمان فرو میگریمخواندن رباعی ‹
- ۵۱شمارهٔ ۵۱ما بحرِ بلا پیش گرفتیم و شدیمقربان گشتن کیش گرفتیم و شدیمخواندن رباعی ‹
- ۵۲شمارهٔ ۵۲شمعم که حریف آتشم میآیدوز اشک همه پیشکشم میآیدخواندن رباعی ‹
- ۵۳شمارهٔ ۵۳هر لحظه مرا چو شمع سوز افزون شدوز گریه کنارم چو شفق پُر خون شدخواندن رباعی ‹
- ۵۴شمارهٔ ۵۴داری سرِ عشق کار از سردرگیرگر مست نیی خمار از سر درگیرخواندن رباعی ‹
- ۵۵شمارهٔ ۵۵تا هیچ چو شمعت سر و کار خویش استگردن زدنی بهر سرت در پیش استخواندن رباعی ‹
- ۵۶شمارهٔ ۵۶گر عیاری خشک و ترت سوختنی استور طیاری بال و پرت سوختنی استخواندن رباعی ‹
- ۵۷شمارهٔ ۵۷تا تو به بلای عشق تن در ندهیهرگز نرسی به وصل آن سروسهیخواندن رباعی ‹
- ۵۸شمارهٔ ۵۸گر هست دلت سوختهٔ جان افروزاز شمع میانِ سوختن عشق آموزخواندن رباعی ‹
- ۵۹شمارهٔ ۵۹ای آن که دل زندهٔ تو مُرد از توناخورده ز صافِ عشق یک دُرد از توخواندن رباعی ‹
- ۶۰شمارهٔ ۶۰چون شمع به یک نفس فرو مرده مباشدر کوی هوس عمر بسر برده مباشخواندن رباعی ‹
- ۶۱شمارهٔ ۶۱آن را که درین حبسِ فنا باید مُردچون برق جهنده کم بقا باید مُردخواندن رباعی ‹
- ۶۲شمارهٔ ۶۲در عشق چو شمع با خطر نتوان زیستچون شمع شدی نیز به سر نتوان زیستخواندن رباعی ‹
- ۶۳شمارهٔ ۶۳چون گل به دل افروخته میباید بودچون غنچه به لب دوخته میباید بودخواندن رباعی ‹
- ۶۴شمارهٔ ۶۴در عشق چو شمع سوز باید آوردپس روی به دلفروز باید آوردخواندن رباعی ‹
