بخش

باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد عطار

این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۱۱۲ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱۱۲).

مورد منتشرشده
۱۱۲
صفحه
۷

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۱۱۲ مورد · نمایش ۹۷ تا ۱۱۲)

  1. ۹۷شمارهٔ ۹۷روی تو که عقل ازو خجل میآیدماهی است که بس مهر گسل میآیدخواندن رباعی ‹
  2. ۹۸شمارهٔ ۹۸چون شمع ز سوختن دمی دم نزنمتا دست در آن کمند پُر خم نزنمخواندن رباعی ‹
  3. ۹۹شمارهٔ ۹۹تا از سر‍ زلفت خبرم میماندجان بر لب و خون برجگرم میماندخواندن رباعی ‹
  4. ۱۰۰شمارهٔ ۱۰۰من شمع توام که گر بسوزم صد بارگویی که ز صد رسیده نوبت به هزارخواندن رباعی ‹
  5. ۱۰۱شمارهٔ ۱۰۱بر بوی وصال میدویدم همه سالگفتی بنشانمت ازین کار محالخواندن رباعی ‹
  6. ۱۰۲شمارهٔ ۱۰۲پیوسته کتاب هجر میخواهم خواندبر بوی وصال اشک میخواهم راندخواندن رباعی ‹
  7. ۱۰۳شمارهٔ ۱۰۳در اشک خود از فرقت آن یار که بودغرقه شدم از گریهٔ بسیار که بودخواندن رباعی ‹
  8. ۱۰۴شمارهٔ ۱۰۴گفتم:‌جانا! عهد و قرارت این استمینشمریم هیچ، شمارت این استخواندن رباعی ‹
  9. ۱۰۵شمارهٔ ۱۰۵دل بی غم دلفروز نتوان آوردجان در طلبش به سوز نتوان آوردخواندن رباعی ‹
  10. ۱۰۶شمارهٔ ۱۰۶دی میگفتم دستِ من و دامنِ اوچون خونِ من او بریخت در گردنِ اوخواندن رباعی ‹
  11. ۱۰۷شمارهٔ ۱۰۷امروز منم فتاده زان دلکش بازخو کرده به اضطرار از او خوش خوش بازخواندن رباعی ‹
  12. ۱۰۸شمارهٔ ۱۰۸چون نیست امید غمگسارم نفسیپس من چکنم با که برآرم نفسیخواندن رباعی ‹
  13. ۱۰۹شمارهٔ ۱۰۹ای شمع! کسی که چون تو آغشته بوددر علت و دردِ خویش سرگشته بودخواندن رباعی ‹
  14. ۱۱۰شمارهٔ ۱۱۰ای شمعِ جهان فروز! در هر نفسیاز پرتو تو بسوخت پروانه بسیخواندن رباعی ‹
  15. ۱۱۱شمارهٔ ۱۱۱ای آتشِ شمع بر تنِ لاغرِ اورحمت کن و بگریز ز چشمِ ترِ اوخواندن رباعی ‹
  16. ۱۱۲شمارهٔ ۱۱۲چون شمع یک آغشتهٔ تنها بنمایدر سوز به روز برده شبها بنمایخواندن رباعی ‹