بخش
باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۱۱۲ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱۱۲).
- مورد منتشرشده
- ۱۱۲
- صفحه
- ۷
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۳۳شمارهٔ ۳۳زین کار که در گردنِ من خواهد بودآتش همه در خرمنِ من خواهد بودخواندن رباعی ‹
- ۳۴شمارهٔ ۳۴چون عین بریدگی بود دوختنمپس بی خبریم به ز آموختنمخواندن رباعی ‹
- ۳۵شمارهٔ ۳۵شمعم که خوشی میان سوزم بکُشندگر بهتر و گر بتر فروزم بکُشندخواندن رباعی ‹
- ۳۶شمارهٔ ۳۶شمعم که غذای من ز من خواهد بوددر چنبر حلقِ من رسن خواهد بودخواندن رباعی ‹
- ۳۷شمارهٔ ۳۷شمعم که چنین زار و نزار آمدهامدر سوختن و گریهٔ زار آمدهامخواندن رباعی ‹
- ۳۸شمارهٔ ۳۸گر میسوزم مرا مکن چندین عیبکاتش دارم چو شمع دایم در جیبخواندن رباعی ‹
- ۳۹شمارهٔ ۳۹گفتی چه کنم تا شب من گردد روزوز نورِ سوادِ فقر گردم فیروزخواندن رباعی ‹
- ۴۰شمارهٔ ۴۰دانی تو که شمع را چرا افروزندتا کشتنش و سوختنش آموزندخواندن رباعی ‹
- ۴۱شمارهٔ ۴۱ای دل دیدی که هر که شد زنده بمُردجاوید خدای ماند ار بنده بمُردخواندن رباعی ‹
- ۴۲شمارهٔ ۴۲امروز منم عهد مصیبت بستهبرخاسته دل میان خون بنشستهخواندن رباعی ‹
- ۴۳شمارهٔ ۴۳مائیم ز غم سوخته خوش خوش چون شمعوز گریهٔ پیوسته مشوش چون شمعخواندن رباعی ‹
- ۴۴شمارهٔ ۴۴در خفیه بسوختم بسی بی آتشهرگز که چنین سوخت کسی بی آتشخواندن رباعی ‹
- ۴۵شمارهٔ ۴۵چون نیست نصیبِ من به جز غمخواریموجود برای غم شدم پنداریخواندن رباعی ‹
- ۴۶شمارهٔ ۴۶تا چند روم که این ره کوته نیستوز هر سویی که راه جویم ره نیستخواندن رباعی ‹
- ۴۷شمارهٔ ۴۷پیوسته ز عشق جان و تن میسوزمدر درد فراق خویشتن میسوزمخواندن رباعی ‹
- ۴۸شمارهٔ ۴۸سر رفت به باد و من کله میدارمچشمم بشد و گوش به ره میدارمخواندن رباعی ‹
