بخش

باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد عطار

این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۱۱۲ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱۱۲).

مورد منتشرشده
۱۱۲
صفحه
۷

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۱۱۲ مورد · نمایش ۶۵ تا ۸۰)

  1. ۶۵شمارهٔ ۶۵چون تن زده سر به راه میباید داشتبگشاده زبان گناه میباید داشتخواندن رباعی ‹
  2. ۶۶شمارهٔ ۶۶در شمع نگر فتاده در سوز و گدازبرّیده ز انگبین به صد تلخی بازخواندن رباعی ‹
  3. ۶۷شمارهٔ ۶۷شمعی که ز درد او کسی باز نگفتجان داد که یک سخن به آواز نگفتخواندن رباعی ‹
  4. ۶۸شمارهٔ ۶۸از دل غم دلفروز میباید دیدوز جان چو چراغ سوز میباید دیدخواندن رباعی ‹
  5. ۶۹شمارهٔ ۶۹بس شب که چو شمع با سحر باید بُرددر هر نفسی سوزِ دگر باید بُردخواندن رباعی ‹
  6. ۷۰شمارهٔ ۷۰شمعی که ز سوز خویش بر خود بگریستاین خنده به سر بریدنش باری چیستخواندن رباعی ‹
  7. ۷۱شمارهٔ ۷۱گفتم: شمعا! چند گدازی مگدازگفتا: تو خبر نداری از پردهٔ رازخواندن رباعی ‹
  8. ۷۲شمارهٔ ۷۲گفتم:‌شمعا! چون همه شب در کاریاز گرمی کار و بار برگی داریخواندن رباعی ‹
  9. ۷۳شمارهٔ ۷۳ای شمع سرافراز چه پنداشته‌ایکز سرکشی خویش سر افراشته‌ایخواندن رباعی ‹
  10. ۷۴شمارهٔ ۷۴ای شمع! فروختی و لاف آوردیآتش به سر خود به گزاف آوردیخواندن رباعی ‹
  11. ۷۵شمارهٔ ۷۵چون شمع دمی نبود خشنود از خویشدر سوز برآورد بسی دود از خویشخواندن رباعی ‹
  12. ۷۶شمارهٔ ۷۶میپرسیدم دوش ز شمع آهستهکاخر به خوش آیدت بگو ای خسته!خواندن رباعی ‹
  13. ۷۷شمارهٔ ۷۷شمع از در جمع چون درآمد حالیگفتم که تُرا کار برآمد حالیخواندن رباعی ‹
  14. ۷۸شمارهٔ ۷۸آتش همه با شمع جفا خواهد کردوز سوختنش بی سر وپا خواهد کردخواندن رباعی ‹
  15. ۷۹شمارهٔ ۷۹از روغنِ شمع بوی خون می‌آیدکز پیشِ عسل تشنه کنون می‌آیدخواندن رباعی ‹
  16. ۸۰شمارهٔ ۸۰ای شمع! تُرا نیست ز سوز آگاهیزیرا که ز سوختن بسی میکاهیخواندن رباعی ‹