بخش
باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۵۲ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۵۲).
- مورد منتشرشده
- ۵۲
- صفحه
- ۴
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۳۳شمارهٔ ۳۳گاه از شادی چو شمع میافروزمگاهی چو چراغی از غمش میسوزمخواندن رباعی ‹
- ۳۴شمارهٔ ۳۴جانا! ز غم عشق تو فریاد مراکز عشق تو جز دریغ نگشاد مراخواندن رباعی ‹
- ۳۵شمارهٔ ۳۵زلفت که از او نفع و ضرر در غیب استهر مویش را هزار سر در غیب استخواندن رباعی ‹
- ۳۶شمارهٔ ۳۶بیچاره دلم که راحت جان میجستجمعیت ازان زلف پریشان میجستخواندن رباعی ‹
- ۳۷شمارهٔ ۳۷هم شیوهٔ سودای تو نتوان دانستهم وعدهٔ فردای تو نتوان دانستخواندن رباعی ‹
- ۳۸شمارهٔ ۳۸پای از تو فرو شد به گِلم میدانیدود از تو برآمد ز دلم میدانیخواندن رباعی ‹
- ۳۹شمارهٔ ۳۹آنها که درین درد مرا میبیننددر درد و دریغای منِ مسکینندخواندن رباعی ‹
- ۴۰شمارهٔ ۴۰دل سِرّ تو در نو و کهن بازنیافتسر رشتهٔ عشقت به سخن باز نیافتخواندن رباعی ‹
- ۴۱شمارهٔ ۴۱جز درد تو درمان دل ریشم نیستجز آینهٔ شوق تو در پیشم نیستخواندن رباعی ‹
- ۴۲شمارهٔ ۴۲حالم ز من سوخته خرمن بمپرستو میدانی ز دوست و دشمن بمپرسخواندن رباعی ‹
- ۴۳شمارهٔ ۴۳هجرِ تو هلاکِ من بگوید با تودردِ دلِ پاکِ من بگوید با توخواندن رباعی ‹
- ۴۴شمارهٔ ۴۴غم کشته و رنج دیده خواهم مردنناگفته و ناشنیده خواهم مردنخواندن رباعی ‹
- ۴۵شمارهٔ ۴۵چون کار ز دست رفت گفتار چه سودچون دیده سفید گشت دیدار چه سودخواندن رباعی ‹
- ۴۶شمارهٔ ۴۶گر جان گویم عاشق آن دیدار استور دل گویم واله آن گفتار استخواندن رباعی ‹
- ۴۷شمارهٔ ۴۷دل رفت و نگفت دلستانم که چه بودجان شد که خبر نداد جانم که چه بودخواندن رباعی ‹
- ۴۸شمارهٔ ۴۸عمری دل این سوخته تن در خون دادو او هر نفسم وعدهٔ دیگرگون دادخواندن رباعی ‹
