بخش
غزلیات سعدی
این بخش از «دیوان اشعار» سعدی است و ۶۳۷ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۳۷
- صفحه
- ۴۰
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۷۷غزل شمارهٔ ۱۷۷هر گه که بر من آن بت عیار بگذردصد کاروان عالم اسرار بگذردخواندن شعر ‹
- ۱۷۸غزل شمارهٔ ۱۷۸کیست آن فتنه که با تیر و کمان میگذرد؟وان چه تیرست که در جوشن جان میگذرد؟خواندن شعر ‹
- ۱۷۹غزل شمارهٔ ۱۷۹کیست آن ماه منور که چنین میگذردتشنه جان میدهد و ماء معین میگذردخواندن شعر ‹
- ۱۸۰غزل شمارهٔ ۱۸۰انصاف نبود آن رخ دلبند نهان کردزیرا که نه روییست کز او صبر توان کردخواندن شعر ‹
- ۱۸۱غزل شمارهٔ ۱۸۱باد آمد و بوی عنبر آوردبادام شکوفه بر سر آوردخواندن شعر ‹
- ۱۸۲غزل شمارهٔ ۱۸۲زنده شود هر که پیش دوست بمیردمرده دلست آن که هیچ دوست نگیردخواندن شعر ‹
- ۱۸۳غزل شمارهٔ ۱۸۳کدام چاره سگالم که با تو درگیردکجا روم که دل من دل از تو برگیردخواندن شعر ‹
- ۱۸۴غزل شمارهٔ ۱۸۴دلم دل از هوس یار بر نمیگیردطریق مردم هشیار بر نمیگیردخواندن شعر ‹
- ۱۸۵غزل شمارهٔ ۱۸۵کسی به عیب من از خویشتن نپردازدکه هر که مینگرم با تو عشق میبازدخواندن شعر ‹
- ۱۸۶غزل شمارهٔ ۱۸۶بگذشت و بازم آتش در خرمن سکون زددریای آتشینم در دیده موج خون زدخواندن شعر ‹
- ۱۸۷غزل شمارهٔ ۱۸۷هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزدوین طبع که من دارم با عقل نیامیزدخواندن شعر ‹
- ۱۸۸غزل شمارهٔ ۱۸۸به حدیث در نیایی که لبت شکر نریزدنچمی که شاخ طوبی به ستیزه بر نریزدخواندن شعر ‹
- ۱۸۹غزل شمارهٔ ۱۸۹آه اگر دستِ دلِ من به تمنا نرسدیا دل از چنبرِ عشقِ تو به من وا نرسدخواندن شعر ‹
- ۱۹۰غزل شمارهٔ ۱۹۰از این تعلق بیهوده تا به من چه رسدوز آن که خون دلم ریخت تا به تن چه رسدخواندن شعر ‹
- ۱۹۱غزل شمارهٔ ۱۹۱کی برست این گل خندان و چنین زیبا شدآخر این غوره نوخاسته چون حلوا شدخواندن شعر ‹
- ۱۹۲غزل شمارهٔ ۱۹۲گر آن مراد، شبی در کنار ما باشدزهی سعادت و دولت که یارِ ما باشدخواندن شعر ‹
