بخش
غزلیات سعدی
این بخش از «دیوان اشعار» سعدی است و ۶۳۷ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۳۷
- صفحه
- ۴۰
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۲۰۹غزل شمارهٔ ۲۰۹تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشدترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشدخواندن شعر ‹
- ۲۱۰غزل شمارهٔ ۲۱۰خواب خوش من ای پسر دستخوش خیال شدنقد امید عمر من در طلب وصال شدخواندن شعر ‹
- ۲۱۱غزل شمارهٔ ۲۱۱امروز در فراق تو دیگر به شام شدای دیده! پاس دار که خفتن حرام شدخواندن شعر ‹
- ۲۱۲غزل شمارهٔ ۲۱۲هر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشدیا مگس را پر ببندد یا عسل را سر بپوشدخواندن شعر ‹
- ۲۱۳غزل شمارهٔ ۲۱۳دوش بی روی تو آتش به سرم بر میشدو آبی از دیده میآمد که زمین تر میشدخواندن شعر ‹
- ۲۱۴غزل شمارهٔ ۲۱۴سرمست ز کاشانه به گلزار برآمدغلغل ز گل و لاله به یک بار برآمدخواندن شعر ‹
- ۲۱۵غزل شمارهٔ ۲۱۵ساعتی کز درم آن سرو روان بازآمدراست گویی به تن مرده روان بازآمدخواندن شعر ‹
- ۲۱۶غزل شمارهٔ ۲۱۶روز برآمد بلند ای پسر هوشمندگرم ببود آفتاب خیمه به رویش ببندخواندن شعر ‹
- ۲۱۷غزل شمارهٔ ۲۱۷آن را که غمی چون غم من نیست چه داندکز شوق توام، دیده چه شب میگذراند؟خواندن شعر ‹
- ۲۱۸غزل شمارهٔ ۲۱۸آن سرو که گویند به بالای تو ماندهرگز قدمی پیش تو رفتن نتواندخواندن شعر ‹
- ۲۱۹غزل شمارهٔ ۲۱۹کسی که روی تو دیدهست حال من داندکه هر که دل به تو پرداخت صبر نتواندخواندن شعر ‹
- ۲۲۰غزل شمارهٔ ۲۲۰دلم خیال تو را رهنمای میداندجز این طریق ندانم خدای میداندخواندن شعر ‹
- ۲۲۱غزل شمارهٔ ۲۲۱مجلس ما دگر امروز به بُستان ماندعیش خلوت به تماشای گلستان ماندخواندن شعر ‹
- ۲۲۲غزل شمارهٔ ۲۲۲حُسن تو دایم بدین قرار نمانَدمست تو جاوید، در خمار نمانَدخواندن شعر ‹
- ۲۲۳غزل شمارهٔ ۲۲۳عیب جویانم حکایت پیش جانان گفتهاندمن خود این پیدا همی گویم که پنهان گفتهاندخواندن شعر ‹
- ۲۲۴غزل شمارهٔ ۲۲۴گلبنان پیرایه بر خود کردهاندبلبلان را در سماع آوردهاندخواندن شعر ‹
