بخش
غزلیات سعدی
این بخش از «دیوان اشعار» سعدی است و ۶۳۷ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۳۷
- صفحه
- ۴۰
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۱۳غزل شمارهٔ ۱۱۳مرا از آن چه که بیرونِ شهر، صحراییست؟قرینِ دوست به هرجا که هست، خوش جاییستخواندن شعر ‹
- ۱۱۴غزل شمارهٔ ۱۱۴دردیست دردِ عشق که هیچش طبیب نیستگر دردمندِ عشق بنالد غریب نیستخواندن شعر ‹
- ۱۱۵غزل شمارهٔ ۱۱۵کیست آن کَش سر پیوند تو در خاطر نیستیا نظر با تو ندارد مگرش ناظر نیستخواندن شعر ‹
- ۱۱۶غزل شمارهٔ ۱۱۶گر صبر دل از تو هست و گر نیستهم صبر که چارهٔ دگر نیستخواندن شعر ‹
- ۱۱۷غزل شمارهٔ ۱۱۷ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیستگر امید وصل باشد همچنان دشوار نیستخواندن شعر ‹
- ۱۱۸غزلِ شمارهٔ ۱۱۸جان ندارد هر که جانانیش نیستتنگعیشست آن که بستانیش نیستخواندن شعر ‹
- ۱۱۹غزل شمارهٔ ۱۱۹هر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیستپنجه بر زورآوران انداختن فرهنگ نیستخواندن شعر ‹
- ۱۲۰غزل شمارهٔ ۱۲۰خبرت هست که بیروی تو آرامم نیست؟طاقت بار فراق این همه ایامم نیست؟خواندن شعر ‹
- ۱۲۱غزل شمارهٔ ۱۲۱با فراقت چند سازم؟ برگ تنهاییم نیستدستگاه صبر و پایاب شکیباییم نیستخواندن شعر ‹
- ۱۲۲غزل شمارهٔ ۱۲۲در من این هست که صبرم ز نکورویان نیستزرق نفروشم و زهدی ننمایم کان نیستخواندن شعر ‹
- ۱۲۳غزل شمارهٔ ۱۲۳در من این هست که صبرم ز نکورویان نیستاز گل و لاله گزیرست و ز گلرویان نیستخواندن شعر ‹
- ۱۲۴غزل شمارهٔ ۱۲۴روز وصلم قرار دیدن نیستشب هجرانم آرمیدن نیستخواندن شعر ‹
- ۱۲۵غزل شمارهٔ ۱۲۵کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیستهیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیستخواندن شعر ‹
- ۱۲۶غزل شمارهٔ ۱۲۶نه خود اندر زمین نظیر تو نیستکه قمر چون رخ منیر تو نیستخواندن شعر ‹
- ۱۲۷غزل شمارهٔ ۱۲۷دل نماندهست که گوی خم چوگان تو نیستخصم را پای گریز از سر میدان تو نیستخواندن شعر ‹
- ۱۲۸غزل شمارهٔ ۱۲۸چو تُرک دلبر من شاهدی به شنگی نیستچو زلف پرشکنش حلقهٔ فرنگی نیستخواندن شعر ‹
