بخش
غزلیات سعدی
این بخش از «دیوان اشعار» سعدی است و ۶۳۷ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۳۷
- صفحه
- ۴۰
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۹۷غزل شمارهٔ ۹۷صبحی مبارکست نظر بر جمال دوستبر خوردن از درخت امید وصال دوستخواندن شعر ‹
- ۹۸غزل شمارهٔ ۹۸گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوستاینک علی الصباح نظر بر جمال دوستخواندن شعر ‹
- ۹۹غزل شمارهٔ ۹۹صبح میخندد و من گریهکنان از غم دوستای دم صبح چه داری خبر از مقدم دوستخواندن شعر ‹
- ۱۰۰غزل شمارهٔ ۱۰۰این مطرب از کجاست که برگفت نام دوست؟تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوستخواندن شعر ‹
- ۱۰۱غزل شمارهٔ ۱۰۱ای پیکِ پیخجسته که داری نشانِ دوستبا ما مگو به جز سخنِ دلنشانِ دوستخواندن شعر ‹
- ۱۰۲غزل شمارهٔ ۱۰۲تا دستها کمر نکنی بر میان دوستبوسی به کام دل ندهی بر دهان دوستخواندن شعر ‹
- ۱۰۳غزل شمارهٔ ۱۰۳ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوستبیا بیا که غلام توام بیا ای دوستخواندن شعر ‹
- ۱۰۴غزل شمارهٔ ۱۰۴مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوستهزار جان عزیزت فدای جان ای دوستخواندن شعر ‹
- ۱۰۵غزل شمارهٔ ۱۰۵آب حیات من است خاک سر کوی دوستگر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوستخواندن شعر ‹
- ۱۰۶غزل شمارهٔ ۱۰۶شادی به روزگار گدایان کوی دوستبر خاک ره نشسته به امید روی دوستخواندن شعر ‹
- ۱۰۷غزل شمارهٔ ۱۰۷صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوستبوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوستخواندن شعر ‹
- ۱۰۸غزل شمارهٔ ۱۰۸مرا خود با تو چیزی در میان هستو گر نه روی زیبا در جهان هستخواندن شعر ‹
- ۱۰۹غزل شمارهٔ ۱۰۹بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هستبگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هستخواندن شعر ‹
- ۱۱۰غزل شمارهٔ ۱۱۰هر چه در روی تو گویند به زیبایی هستوان چه در چشم تو از شوخی و رعنایی هستخواندن شعر ‹
- ۱۱۱غزل شمارهٔ ۱۱۱مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هستیا شب و روز به جز فکر توام کاری هستخواندن شعر ‹
- ۱۱۲غزل شمارهٔ ۱۱۲زهی رفیق که با چون تو سروبالایی استکه از خدای بر او نعمتی و آلایی استخواندن شعر ‹
