بخش
غزلیات سعدی
این بخش از «دیوان اشعار» سعدی است و ۶۳۷ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۳۷
- صفحه
- ۴۰
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۷غزل شمارهٔ ۱۷چه کند بنده که گردن ننهد فرمان راچه کند گوی که عاجز نشود چوگان راخواندن شعر ‹
- ۱۸غزل شمارهٔ ۱۸ساقی بده آن کوزهٔ یاقوتِ روان رایاقوت چه ارزد بده آن قوتِ روان راخواندن شعر ‹
- ۱۹غزل شمارهٔ ۱۹کمانِ سخت که داد آن لطیفبازو را؟که تیر غمزه تمامست صید آهو راخواندن شعر ‹
- ۲۰غزل شمارهٔ ۲۰لاابالی چه کند دفتر دانایی را؟طاقتِ وعظ نباشد سر سودایی راخواندن شعر ‹
- ۲۱غزل شمارهٔ ۲۱تفاوتی نکند قدرِ پادشایی راکه التفات کند کمترین گدایی راخواندن شعر ‹
- ۲۲غزل شمارهٔ ۲۲من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی راوین دلآویزی و دلبندی نباشد موی راخواندن شعر ‹
- ۲۳غزل شمارهٔ ۲۳رفتیم اگر ملول شدی از نشست مافرمای خدمتی که برآید ز دست ماخواندن شعر ‹
- ۲۴غزل شمارهٔ ۲۴وقتی دل سودایی، میرفت به بُستانهابیخویشتنم کردی، بوی گُل و ریحانهاخواندن شعر ‹
- ۲۵غزل شمارهٔ ۲۵اگر تو برفکنی در میان شهر نقابهزار مؤمن مخلص درافکنی به عقابخواندن شعر ‹
- ۲۶غزل شمارهٔ ۲۶ما را همه شب نمیبرد خوابای خفتهٔ روزگار دریابخواندن شعر ‹
- ۲۷غزل شمارهٔ ۲۷ماهرویا! روی خوب از من متاببیخطا کشتن چه میبینی صواب؟خواندن شعر ‹
- ۲۸غزل شمارهٔ ۲۸سرمست درآمد از خراباتبا عقل خراب در مناجاتخواندن شعر ‹
- ۲۹غزل شمارهٔ ۲۹متناسبند و موزون حرکات دلفریبتمتوجه است با ما سخنان بیحسیبتخواندن شعر ‹
- ۳۰غزل شمارهٔ ۳۰هر که خصم اندر او کمند انداختبه مراد ویش بباید ساختخواندن شعر ‹
- ۳۱غزل شمارهٔ ۳۱چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداختکه یک دم از تو نظر بر نمیتوان انداختخواندن شعر ‹
- ۳۲غزل شمارهٔ ۳۲معلمت همه شوخی و دلبری آموختجفا و ناز و عتاب و ستمگری آموختخواندن شعر ‹
