بخش
غزلیات سعدی
این بخش از «دیوان اشعار» سعدی است و ۶۳۷ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۳۷
- صفحه
- ۴۰
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۲۴۱غزل شمارهٔ ۲۴۱میل بین کآن سروبالا میکندسرو بین کآهنگ صحرا میکندخواندن شعر ‹
- ۲۴۲غزل شمارهٔ ۲۴۲سرو بلند بین که چه رفتار میکندوآن ماه محتشم که چه گفتار میکندخواندن شعر ‹
- ۲۴۳غزل شمارهٔ ۲۴۳زلف او بر رخ چو جولان میکندمشک را در شهر ارزان میکندخواندن شعر ‹
- ۲۴۴غزل شمارهٔ ۲۴۴یار با ما بیوفایی میکندبیگناه، از من جدایی میکندخواندن شعر ‹
- ۲۴۵غزل شمارهٔ ۲۴۵هر که بیاو زندگانی میکندگر نمیمیرد گرانی میکندخواندن شعر ‹
- ۲۴۶غزل شمارهٔ ۲۴۶دلبرا! پیش وجودت همه خوبان عدمندسروران بر در سودای تو خاک قدمندخواندن شعر ‹
- ۲۴۷غزل شمارهٔ ۲۴۷با دوست باش گر همه آفاق دشمنندکاو مرهم است اگر دگران نیش میزنندخواندن شعر ‹
- ۲۴۸غزل شمارهٔ ۲۴۸شوخی مکن ای یار که صاحبنظرانندبیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانندخواندن شعر ‹
- ۲۴۹غزل شمارهٔ ۲۴۹این جا شکری هست که چندین مگسانندیا بوالعجبی کاین همه صاحبهوسانندخواندن شعر ‹
- ۲۵۰غزل شمارهٔ ۲۵۰خوبرویانِ جفاپیشه وفا نیز کنندبه کسان درد فرستند و دوا نیز کنندخواندن شعر ‹
- ۲۵۱غزل شمارهٔ ۲۵۱اگر تو برشکنی دوستان سلام کنندکه جور قاعده باشد که بر غلام کنندخواندن شعر ‹
- ۲۵۲غزل شمارهٔ ۲۵۲نشاید که خوبان به صحرا روندهمه کس شناسند و هر جا روندخواندن شعر ‹
- ۲۵۳غزل شمارهٔ ۲۵۳به بوی آن که شبی در حرم بیاسایندهزار بادیه سهلست اگر بپیمایندخواندن شعر ‹
- ۲۵۴غزل شمارهٔ ۲۵۴اخترانی که به شب در نظر ما آیندپیش خورشید محال است که پیدا آیندخواندن شعر ‹
- ۲۵۵غزل شمارهٔ ۲۵۵تو را سماع نباشد که سوز عشق نبودگمان مبر که برآید ز خام هرگز دودخواندن شعر ‹
- ۲۵۶غزل شمارهٔ ۲۵۶نفسی، وقت بهارم، هوس صحرا بودبا رفیقی دو که دایم نتوان تنها بودخواندن شعر ‹
