بخش
غزلیات سعدی
این بخش از «دیوان اشعار» سعدی است و ۶۳۷ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۳۷
- صفحه
- ۴۰
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۲۱غزل شمارهٔ ۳۲۱آن که هلاک من همیخواهد و من سلامتشهر چه کند ز شاهدی، کس نکند ملامتشخواندن شعر ‹
- ۳۲۲غزل شمارهٔ ۳۲۲خجل است سرو بستان برِ قامت بلندشهمه صیدِ عقل گیرد، خَمِ زلف چون کمندشخواندن شعر ‹
- ۳۲۳غزل شمارهٔ ۳۲۳هر که نازک بود تن یارشگو دل نازنین نگه دارشخواندن شعر ‹
- ۳۲۴غزل شمارهٔ ۳۲۴هر که نامهربان بود یارشواجب است احتمال آزارشخواندن شعر ‹
- ۳۲۵غزل شمارهٔ ۳۲۵کس ندیدهست به شیرینی و لطف و نازشکس نبیند که نخواهد که ببیند بازشخواندن شعر ‹
- ۳۲۶غزل شمارهٔ ۳۲۶دست به جان نمیرسد تا به تو برفشانمشبر که توان نهاد دل، تا ز تو واستانمش؟خواندن شعر ‹
- ۳۲۷غزل شمارهٔ ۳۲۷چون برآمد ماهروی از مطلع پیراهنشچشم بد را گفتم الحمدی بدم پیرامنشخواندن شعر ‹
- ۳۲۸غزل شمارهٔ ۳۲۸رها نمیکند ایام در کنار منشکه داد خود بستانم به بوسه از دهنشخواندن شعر ‹
- ۳۲۹غزل شمارهٔ ۳۲۹خوش است درد که باشد امید درمانشدراز نیست بیابان که هست پایانشخواندن شعر ‹
- ۳۳۰غزل شمارهٔ ۳۳۰زینهار از دهان خندانشو آتش لعل و آب دندانشخواندن شعر ‹
- ۳۳۱غزل شمارهٔ ۳۳۱هر که هست التفات بر جانشگو مزن لاف مهر جانانشخواندن شعر ‹
- ۳۳۲غزل شمارهٔ ۳۳۲هر که سودای تو دارد، چه غم از هر که جهانش؟نگران تو، چه اندیشه و بیم از دگرانش؟خواندن شعر ‹
- ۳۳۳غزل شمارهٔ ۳۳۳خطا کردی به قول دشمنان گوشکه عهد دوستان کردی فراموشخواندن شعر ‹
- ۳۳۴غزل شمارهٔ ۳۳۴قیامت باشد آن قامت در آغوششراب سلسبیل از چشمهٔ نوشخواندن شعر ‹
- ۳۳۵غزل شمارهٔ ۳۳۵یکی را دست حسرت بر بناگوشیکی با آن که میخواهد در آغوشخواندن شعر ‹
- ۳۳۶غزل شمارهٔ ۳۳۶رفتی و نمیشوی فراموشمیآیی و میروم من از هوشخواندن شعر ‹
