بخش

غزلیات سعدی

این بخش از «دیوان اشعار» سعدی است و ۶۳۷ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۶۳۷
صفحه
۴۰

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۵ وزن)

اشعار (۶۳۷ مورد · نمایش ۸۱ تا ۹۶)

  1. ۸۱غزل شمارهٔ ۸۱چه روی است آن که پیشِ کاروان است؟مگر شمعی به دستِ ساروان است؟خواندن شعر ‹
  2. ۸۲غزل شمارهٔ ۸۲هزار سختی اگر بر من آید، آسان استکه دوستی و ارادت، هزار چندان استخواندن شعر ‹
  3. ۸۳غزل شمارهٔ ۸۳مگر نسیم سحر بوی زلف یار منستکه راحت دل رنجور بی‌قرار منستخواندن شعر ‹
  4. ۸۴غزل شمارهٔ ۸۴ز من مپرس که در دست او دلت چون استازو بپرس که انگشت‌هاش در خون استخواندن شعر ‹
  5. ۸۵غزل شمارهٔ ۸۵با همه مهر و با منش کین‌ستچه کنم حظ بخت من این‌ستخواندن شعر ‹
  6. ۸۶غزل شمارهٔ ۸۶بخت جوان دارد آن که با تو قرین استپیر نگردد که در بهشت برین استخواندن شعر ‹
  7. ۸۷غزل شمارهٔ ۸۷گر کسی سرو شنیده‌ست که رفته‌ست این استیا صنوبر که بناگوش و برش سیمین استخواندن شعر ‹
  8. ۸۸غزل شمارهٔ ۸۸با خردمندی و خوبی پارسا و نیکخوستصورتی هرگز ندیدم کاین همه معنی در اوستخواندن شعر ‹
  9. ۸۹غزل شمارهٔ ۸۹بِتا هلاک شود دوست در محبت دوستکه زندگانی او در هلاک بودن اوستخواندن شعر ‹
  10. ۹۰غزل شمارهٔ ۹۰سرمست درآمد از درم دوستلب خنده‌زنان چو غنچه در پوستخواندن شعر ‹
  11. ۹۱غزل شمارهٔ ۹۱سفر دراز نباشد به پای طالب دوستکه زندهٔ ابدست آدمی که کشتهٔ اوستخواندن شعر ‹
  12. ۹۲غزل شمارهٔ ۹۲کس به چشمم در نمی‌آید که گویم مثل اوستخود به چشم عاشقان صورت نبندد مثل دوستخواندن شعر ‹
  13. ۹۳غزل شمارهٔ ۹۳یار من آن که لطف خداوند یار اوستبیداد و داد و رد و قبول اختیار اوستخواندن شعر ‹
  14. ۹۴غزل شمارهٔ ۹۴خورشید زیر سایه زلف چو شام اوستطوبی غلام قد صنوبرخرام اوستخواندن شعر ‹
  15. ۹۵غزل شمارهٔ ۹۵آن که دل من چو گوی در خم چوگان اوستموقف آزادگان بر سر میدان اوستخواندن شعر ‹
  16. ۹۶غزل شمارهٔ ۹۶ز هر چه هست گزیرست و ناگزیر از دوستبه قول هر که جهان مهر برمگیر از دوستخواندن شعر ‹