بخش
غزلیات سعدی
این بخش از «دیوان اشعار» سعدی است و ۶۳۷ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۶۳۷
- صفحه
- ۴۰
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۶۰۹غزل شمارهٔ ۶۰۹بر آنم گر تو باز آیی که در پایت کنم جانیو زین کمتر نشاید کرد در پای تو قربانیخواندن شعر ‹
- ۶۱۰غزل شمارهٔ ۶۱۰بندهام گر به لطف میخوانیحاکمی گر به قهر میرانیخواندن شعر ‹
- ۶۱۱غزل شمارهٔ ۶۱۱بهار آمد که هر ساعت رود خاطر به بستانیبه غلغل در سماع آیند هر مرغی به دستانیخواندن شعر ‹
- ۶۱۲غزل شمارهٔ ۶۱۲جمعی که تو در میان ایشانیزآن جمع به در بود پریشانیخواندن شعر ‹
- ۶۱۳غزل شمارهٔ ۶۱۳ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانیدودم به سر برآمد زین آتش نهانیخواندن شعر ‹
- ۶۱۴غزل شمارهٔ ۶۱۴کبر یک سو نِه اگر شاهد درویشانیدیوِ خوشطبع بِه از حورِ گرهپیشانیخواندن شعر ‹
- ۶۱۵غزل شمارهٔ ۶۱۵ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانیجهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانیخواندن شعر ‹
- ۶۱۶غزل شمارهٔ ۶۱۶نگویم آب و گل است آن وجود روحانیبدین کمال نباشد جمال انسانیخواندن شعر ‹
- ۶۱۷غزل شمارهٔ ۶۱۷نه طریقِ دوستان است و نه شرطِ مهربانیکه به دوستان یکدل سر دست برفشانیخواندن شعر ‹
- ۶۱۸غزل شمارهٔ ۶۱۸همه کس را تن و اندام و جمال است و جوانیوین همه لطف ندارد تو مگر سرو روانیخواندن شعر ‹
- ۶۱۹غزل شمارهٔ ۶۱۹چرا به سرکشی از من عنان بگردانیمکن که بیخودم اندر جهان بگردانیخواندن شعر ‹
- ۶۲۰غزل شمارهٔ ۶۲۰فرخ، صباحِ آن که تو بر وی نظر کنیفیروز، روزِ آن که تو بر وی گذر کنیخواندن شعر ‹
- ۶۲۱غزل شمارهٔ ۶۲۱سروْ ایستاده بِهْ، چو تو رفتار میکنیطوطی خموش به، چو تو گفتار میکنیخواندن شعر ‹
- ۶۲۲غزل شمارهٔ ۶۲۲چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنیچون که به بخت ما رسد این همه ناز میکنیخواندن شعر ‹
- ۶۲۳غزل شمارهٔ ۶۲۳دیدار مینمایی و پرهیز میکنیبازار خویش و آتش ما تیز میکنیخواندن شعر ‹
- ۶۲۴غزل شمارهٔ ۶۲۴روزی به زنخدانت گفتم به سیمینیگفت ار نظری داری ما را به از این بینیخواندن شعر ‹
