بخش
غزلیات جامی
این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۱٬۰۱۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱٬۰۱۵).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۰۱۵
- صفحه
- ۶۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۸۰۱شمارهٔ ۸۰۱گر سرم خاک گشت بر در توباد جانا سعادت سر توخواندن غزل ‹
- ۸۰۲شمارهٔ ۸۰۲چون نیست بخت آنکه من یک دم شوم همراز توبا دیگران می کن سخن تا بشنوم آواز توخواندن غزل ‹
- ۸۰۳شمارهٔ ۸۰۳زینسان که خو گرفت دلم با وصال تووای من آن زمان که نبینم جمال توخواندن غزل ‹
- ۸۰۴شمارهٔ ۸۰۴شاه خوبانی و ترکان خطا هندوی توسرکشان را طوق گردن حلقه گیسوی توخواندن غزل ‹
- ۸۰۵شمارهٔ ۸۰۵روی برتابی ز من هرگه که بینم سوی توحیف می داری که افتد چشم من بر روی توخواندن غزل ‹
- ۸۰۶شمارهٔ ۸۰۶چون به مسجد بینمت ای قبله من روی توپشت بر محراب خواهم روی در ابروی توخواندن غزل ‹
- ۸۰۷شمارهٔ ۸۰۷من کیستم که چشم گشایم به روی تواین بس که می کنم به زبان گفت و گوی توخواندن غزل ‹
- ۸۰۸شمارهٔ ۸۰۸گر به خطا کنم نگه یک سر مو به روی توباد مرا بدین گنه روی سیه چو موی توخواندن غزل ‹
- ۸۰۹شمارهٔ ۸۰۹داری به جان من کمین ای من کمین هندوی توخوی تو گر هست این چنین صد جان فدای خوی توخواندن غزل ‹
- ۸۱۰شمارهٔ ۸۱۰ای دل و دیده هر دو خانه توسر من خاک آستانه توخواندن غزل ‹
- ۸۱۱شمارهٔ ۸۱۱تو آن مهی که برد خجلت آفتاب از توتو آن گلی که شود غنچه در نقاب از توخواندن غزل ‹
- ۸۱۲شمارهٔ ۸۱۲زهی چشم جهان بین روشن از توبه چشم ما جهان چون گلشن از توخواندن غزل ‹
- ۸۱۳شمارهٔ ۸۱۳من برنخواهم داشت دل از مهر یاری همچو توآخر چرا شوید کسی دست از نگاری همچو توخواندن غزل ‹
- ۸۱۴شمارهٔ ۸۱۴ای دل من صید دام زلف تودام دلها گشته نام زلف توخواندن غزل ‹
- ۸۱۵شمارهٔ ۸۱۵گر به پای سرو بخرامد قد رعنای اوسرو همچون سایه خود را افکند در پای اوخواندن غزل ‹
- ۸۱۶شمارهٔ ۸۱۶آن ترک نیم مست که جان شد خراب اوصد بار سوختیم ز ناز و عتاب اوخواندن غزل ‹
