بخش
غزلیات جامی
این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۱٬۰۱۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱٬۰۱۵).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۰۱۵
- صفحه
- ۶۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۶۰۹شمارهٔ ۶۰۹زهی به وعده وصل تو تازه جان و جهانمبیا که بی تو ز درد و غم فراق به جانمخواندن غزل ‹
- ۶۱۰شمارهٔ ۶۱۰می رسد عید و کشته آنمکه کند غمزه تو قربانمخواندن غزل ‹
- ۶۱۱شمارهٔ ۶۱۱گل شد حریم کویت از اشک لاله گونمباشد هنوز تشنه خاک درت به خونمخواندن غزل ‹
- ۶۱۲شمارهٔ ۶۱۲ای بی تو چو غنچه خون درونمبنگر به سرشک لاله گونمخواندن غزل ‹
- ۶۱۳شمارهٔ ۶۱۳ندارم وقت گل طاقت که بی تو روی گل بینمهمه دامان گل چینند و من دامان ز گل چینمخواندن غزل ‹
- ۶۱۴شمارهٔ ۶۱۴تو شاه مسند حسنی و من گدای کمینممرا سعادت آن از کجا که با تو نشینمخواندن غزل ‹
- ۶۱۵شمارهٔ ۶۱۵خوش آنکه تو شب خواب کنی من بنشینمتا روز چراغی بنهم روی تو بینمخواندن غزل ‹
- ۶۱۶شمارهٔ ۶۱۶چو نتوانم که با آن مه نشینمبه چشم حسرتش از دور بینمخواندن غزل ‹
- ۶۱۷شمارهٔ ۶۱۷نفس از درون و دیو ز بیرون زند رهماز مکر این دو رهزن پرحیله چون رهمخواندن غزل ‹
- ۶۱۸شمارهٔ ۶۱۸بیا که وصل تو را از خدای می خواهمبیا که گوش بر آواز و چشم بر راهمخواندن غزل ‹
- ۶۱۹شمارهٔ ۶۱۹من بیدل گهی ز آمد شد کویت نیاسایمولی هرگز نمی بینم تو را چندان که می آیمخواندن غزل ‹
- ۶۲۰شمارهٔ ۶۲۰هستم ز جان غلامت اما گریز پایمصد بارم ار فروشی بگریزم و بیایمخواندن غزل ‹
- ۶۲۱شمارهٔ ۶۲۱من آن نیم که زبان را به هرزه آلایمبه مدح و ذم خسان نوک خامه فرسایمخواندن غزل ‹
- ۶۲۲شمارهٔ ۶۲۲شب تا به سحر گرد سر کوی تو پویمبا آن در و دیوار غم و درد تو گویمخواندن غزل ‹
- ۶۲۳شمارهٔ ۶۲۳عشق به کشور وفا داد نوید شاهیمنوبت شاهیم بود ناله صبحگاهیمخواندن غزل ‹
- ۶۲۴شمارهٔ ۶۲۴بر سر کوی مغان بس بود این مرتبهامکه نهادند لقب دردکش مصطبهامخواندن غزل ‹
