بخش
غزلیات جامی
این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۱٬۰۱۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱٬۰۱۵).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۰۱۵
- صفحه
- ۶۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۵۹۳شمارهٔ ۵۹۳تند می راندی و می سوخت سراپای وجودمکه به زیر سم اسب تو چرا خاک نبودمخواندن غزل ‹
- ۵۹۴شمارهٔ ۵۹۴نادیده رخت عمری سودای تو ورزیدمفارغ ز تو چون باشم اکنون که رخت دیدمخواندن غزل ‹
- ۵۹۵شمارهٔ ۵۹۵نیایم سوی تو هر چند سوزد شوق دیدارمکه با اغیار همدم دیدنت طاقت نمی آرمخواندن غزل ‹
- ۵۹۶شمارهٔ ۵۹۶چون خاک شوم گر گذری سوی مزارمبوی جگر سوخته یابی ز غبارمخواندن غزل ‹
- ۵۹۷شمارهٔ ۵۹۷چو آنم دسترس نبود که روزی دامنش گیرمروم باری به حسرت زیر بار توسنش میرمخواندن غزل ‹
- ۵۹۸شمارهٔ ۵۹۸نوید آمدنت می دهند هر روزمتو فارغی و من از انتظار می سوزمخواندن غزل ‹
- ۵۹۹شمارهٔ ۵۹۹نه صبر آنکه از خاک سر آن کوی برخیزمنه روی آنکه بنشینم سگش را آبرو ریزمخواندن غزل ‹
- ۶۰۰شمارهٔ ۶۰۰این چنین کز دیده و دل غرق آب و آتشمرخت هستی را ز موج غم به ساحل چون کشمخواندن غزل ‹
- ۶۰۱شمارهٔ ۶۰۱من غایبانه عاشق آن روی مهوشمبی منت نظر به خیالی ازو خوشمخواندن غزل ‹
- ۶۰۲شمارهٔ ۶۰۲به ناخن سینه خود می خراشمز دل جز حرف عشقت می تراشمخواندن غزل ‹
- ۶۰۳شمارهٔ ۶۰۳شدم دیوانه وان طفل پری پیکر نزد سنگمکنون زین غصه چون دیوانگان با خویش در جنگمخواندن غزل ‹
- ۶۰۴شمارهٔ ۶۰۴سینه شکافم هر سحر کاید صبا زان منزلمباشد خورد زین رهگذر یک لحظه بادی بر دلمخواندن غزل ‹
- ۶۰۵شمارهٔ ۶۰۵بنمای ساعد ز آستین آن دم که خواهی بسملمچون خواهیم خون ریختن باری به دست آور دلمخواندن غزل ‹
- ۶۰۶شمارهٔ ۶۰۶زار می نالم و کس نیست که گوید حالمپیش آن ماه که از دوری او می نالمخواندن غزل ‹
- ۶۰۷شمارهٔ ۶۰۷این چنین واله و شیدا که ز عشق تو منمحاش لله که بود بی تو سر زیستنمخواندن غزل ‹
- ۶۰۸شمارهٔ ۶۰۸ای که دیدی رخ آن دلبر پیمان شکنمیا رسیدی به سر کوی بت سیمتنمخواندن غزل ‹
