بخش
غزلیات جامی
این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۱٬۰۱۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱٬۰۱۵).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۰۱۵
- صفحه
- ۶۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۶۲۵شمارهٔ ۶۲۵نیستم چون یار ترکیگو ولی تا زندهامچشم ترک و لعل ترکیگوی او را بندهامخواندن غزل ‹
- ۶۲۶شمارهٔ ۶۲۶مانده ام از یار دور و زنده امزین گنه تا زنده ام شرمنده امخواندن غزل ‹
- ۶۲۷شمارهٔ ۶۲۷چشم منی و خانه تو چشم خانهامحقالقدوم تو گهر دانه دانهامخواندن غزل ‹
- ۶۲۸شمارهٔ ۶۲۸منزل نکرده دل هنوز اندر حریم سینه امعشق تو در دل داشت جا من عاشق دیرینه امخواندن غزل ‹
- ۶۲۹شمارهٔ ۶۲۹ما به رنجوری و مهجوری و دوری ساختیمبزم وصل دوست را با دیگران پرداختیمخواندن غزل ‹
- ۶۳۰شمارهٔ ۶۳۰ما به یادت نشسته خاموشیمکرده از خویشتن فراموشیمخواندن غزل ‹
- ۶۳۱شمارهٔ ۶۳۱به مسجدی که خم ابروی تو را نگریمنماز را بگذاریم و سجده تو بریمخواندن غزل ‹
- ۶۳۲شمارهٔ ۶۳۲ز آرزوی تو سرگشته در بیابانیمبه جست و جوی تو در کوه و در شتابانیمخواندن غزل ‹
- ۶۳۳شمارهٔ ۶۳۳هر چند تو شاه و ما گداییمدامن مفشان که مبتلاییمخواندن غزل ‹
- ۶۳۴شمارهٔ ۶۳۴عمری ست دل به مهر و وفای تو بسته ایمپیوند با تو کرده و از خود گسسته ایمخواندن غزل ‹
- ۶۳۵شمارهٔ ۶۳۵در هر گذر که بی گه و گاهی نشسته امبهر رسیدن چو تو ماهی نشسته امخواندن غزل ‹
- ۶۳۶شمارهٔ ۶۳۶تنگ دل مانده به فکر دهن تنگ توامسنگ بر سینه زنان از دل چون سنگ توامخواندن غزل ‹
- ۶۳۷شمارهٔ ۶۳۷چند روزی می برد بخت بد از کوی توامباز قلاب محبت می کشد سوی توامخواندن غزل ‹
- ۶۳۸شمارهٔ ۶۳۸به ناز برمشکن چون نیازمند توییمترحمی که اسیر خم کمند توییمخواندن غزل ‹
- ۶۳۹شمارهٔ ۶۳۹چنین کافتاده دور از جان خویشمچگونه زنده ام حیران خویشمخواندن غزل ‹
- ۶۴۰شمارهٔ ۶۴۰اگر چه پاره شد از غم هزار باره دلمگرفت خو به فراق تو پاره پاره دلمخواندن غزل ‹
