بخش
غزلیات جامی
این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۱٬۰۱۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱٬۰۱۵).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۰۱۵
- صفحه
- ۶۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۲۸۹شمارهٔ ۲۸۹آن سرو دی به قصد سلامم قیام کردشرط وفا و رسم تفقد تمام کردخواندن غزل ‹
- ۲۹۰شمارهٔ ۲۹۰وه که آن ترک پری پیکر مرا دیوانه کردآشنا ناگشته از عقل و خرد بیگانه کردخواندن غزل ‹
- ۲۹۱شمارهٔ ۲۹۱دلم میل یکی سرو سهی کردکه در وصفش عبارت کوتهی کردخواندن غزل ‹
- ۲۹۲شمارهٔ ۲۹۲شبی به سوی تو از دیده پای خواهم کردبر آستان تو دزدیده جای خواهم کردخواندن غزل ‹
- ۲۹۳شمارهٔ ۲۹۳پیش تو جا نمی توانم کردوز تو خو وا نمی توانم کردخواندن غزل ‹
- ۲۹۴شمارهٔ ۲۹۴پیش ازان روز که این طاق مقرنس کردندقبله ام زان خم ابروی مقوس کردندخواندن غزل ‹
- ۲۹۵شمارهٔ ۲۹۵بگذشت یار و سوی اسیران نظر نکردکردیم ناله در دل سختش اثر نکردخواندن غزل ‹
- ۲۹۶شمارهٔ ۲۹۶وه که آن سلطان به مظلومان نگاهی هم نکردوز تکبر گوش سوی دادخواهی هم نکردخواندن غزل ‹
- ۲۹۷شمارهٔ ۲۹۷چو ترک سرکش من پای در رکاب کندکرشمه بر مه و جولان بر آفتاب کندخواندن غزل ‹
- ۲۹۸شمارهٔ ۲۹۸هر شبی آهم حریم سدره را روشن کندشاخ طوبی را درخت وادی ایمن کندخواندن غزل ‹
- ۲۹۹شمارهٔ ۲۹۹فرخنده عیدی کان جوان از پشت زین جولان کنداز غمزه ها خنجر زنان عشاق را قربان کندخواندن غزل ‹
- ۳۰۰شمارهٔ ۳۰۰تا کی آن شوخ مرا بیند و نادیده کندبشنود ناله زار من و نشنیده کندخواندن غزل ‹
- ۳۰۱شمارهٔ ۳۰۱بی تو عاشق چو نظر در قدح لاله کندزآب چشم و دم سردش قدح ژاله کندخواندن غزل ‹
- ۳۰۲شمارهٔ ۳۰۲فردا که دوست کشته خود را ندا کندخیزد ز خاک و بار دگر جان فدا کندخواندن غزل ‹
- ۳۰۳شمارهٔ ۳۰۳حادی که بهر ناقه سلمی حدا کندباید ز شرح فاقه ما ابتدا کندخواندن غزل ‹
- ۳۰۴شمارهٔ ۳۰۴جان از آن لبها حکایت میکندطوطی از شکر روایت میکندخواندن غزل ‹
