بخش
غزلیات جامی
این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۱٬۰۱۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱٬۰۱۵).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۰۱۵
- صفحه
- ۶۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۴۹شمارهٔ ۴۹منم ز جان شده بنده مه یگانه خود راکه ساخت جلوه گه ناز بنده خانه خود راخواندن غزل ‹
- ۵۰شمارهٔ ۵۰بام برآی و جلوه ده ماه تمام خویش رامطلع آفتاب کن گوشه بام خویش راخواندن غزل ‹
- ۵۱شمارهٔ ۵۱زان همی ریزم سرشک لاله رنگ خویش راتا ز خون دیگران شویی خدنگ خویش راخواندن غزل ‹
- ۵۲شمارهٔ ۵۲گر بدانی قیمت یک تار موی خویش راکی دهی بر باد زلف مشکبوی خویش راخواندن غزل ‹
- ۵۳شمارهٔ ۵۳بس که می آیم به کویت شرم می آید مراچون کنم جای دگر خاطر نیاساید مراخواندن غزل ‹
- ۵۴شمارهٔ ۵۴چه بخت بود که ناگه بر سر رسید مراکه داد مژده وصل تو هر که دید مراخواندن غزل ‹
- ۵۵شمارهٔ ۵۵خوش است ناز تو ای سرو گل عذار مرانیاز پرور عشقم به ناز دار مراخواندن غزل ‹
- ۵۶شمارهٔ ۵۶چه سود گریه خون چشم اشکبار مراچو نیست هیچ اثر گریه های زار مراخواندن غزل ‹
- ۵۷شمارهٔ ۵۷فروغ روی تو خورشید و مه بس است مراجبینت آینه صبحگه بس است مراخواندن غزل ‹
- ۵۸شمارهٔ ۵۸با تو یک دم بخت من همدم نمی سازد مرادر حریم وصل تو محرم نمی سازد مراخواندن غزل ‹
- ۵۹شمارهٔ ۵۹جدایی می کند بنیاد ما راخدا بستاند از وی داد ما راخواندن غزل ‹
- ۶۰شمارهٔ ۶۰ای با تو ز گل فراغ ما راگل بی تو به سینه داغ ما راخواندن غزل ‹
- ۶۱شمارهٔ ۶۱بگشا دری از تیغ جفا سینه ما راوز سینه برون بر غم دیرینه ما راخواندن غزل ‹
- ۶۲شمارهٔ ۶۲ای در ابرو گره افکنده چه حال است تو راگویی از صحبت احباب ملال است تو راخواندن غزل ‹
- ۶۳شمارهٔ ۶۳با اسیران نظری نیست تو رابر غریبان گذری نیست تو راخواندن غزل ‹
- ۶۴شمارهٔ ۶۴گرچه هر روزی ز صد ره کم نمی بینم تو راخون همی گریم اگر یک دم نمی بینم تو راخواندن غزل ‹
