بخش
غزلیات جامی
این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۱٬۰۱۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱٬۰۱۵).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۰۱۵
- صفحه
- ۶۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۷۳۷شمارهٔ ۷۳۷ای با لب تو طوطی شیرین زبان زبونکردی عنان ز پنجه سیمینبران برونخواندن غزل ‹
- ۷۳۸شمارهٔ ۷۳۸صوفی چه فغان است که من این الی ایناین نکته عیان است من العلم الی العینخواندن غزل ‹
- ۷۳۹شمارهٔ ۷۳۹ای ز خورشید رخت تا ماه بعد المشرقیناهل بینش را تماشای جمالت فرض عینخواندن غزل ‹
- ۷۴۰شمارهٔ ۷۴۰بیا ای اهل دل را قرة العینکمان ابروانت قاب قوسینخواندن غزل ‹
- ۷۴۱شمارهٔ ۷۴۱ای ز لعلت کامجو روح الامینخط سبزت رحمة للعالمینخواندن غزل ‹
- ۷۴۲شمارهٔ ۷۴۲ترک شهر آشوب من زینسان که شد صحرانشینخواهم از شوقش به صحرا رو نهادن بعد ازینخواندن غزل ‹
- ۷۴۳شمارهٔ ۷۴۳مشو سنگین دلا مشغول چوگان باختن چندینیکی چوگان حوالت کن به من جانبازی من بینخواندن غزل ‹
- ۷۴۴شمارهٔ ۷۴۴کشیده بود مه از حسن سر به چرخ برینچو دید روی تو آمد ز آسمان به زمینخواندن غزل ‹
- ۷۴۵شمارهٔ ۷۴۵پس از مردن به خاک من گذر کن غمگذار منببین صد حرف غم در هر خط از لوح مزار منخواندن غزل ‹
- ۷۴۶شمارهٔ ۷۴۶ای ز عشقت صد بلا بر جان غم پرورد منکرده آشوب غمت تاراج خواب و خورد منخواندن غزل ‹
- ۷۴۷شمارهٔ ۷۴۷روزی که می سرشت فلک آب و خاک منمی سوخت ز آتش تو دل دردناک منخواندن غزل ‹
- ۷۴۸شمارهٔ ۷۴۸نوبهاران که دمد شاخ گلی از گل منغنچه هایش بود آغشته به خون دل منخواندن غزل ‹
- ۷۴۹شمارهٔ ۷۴۹زان خط کرام الکاتبین تا خواند حسب حال منننوشت جز سودای او در نامه اعمال منخواندن غزل ‹
- ۷۵۰شمارهٔ ۷۵۰با یار کوچ کرده که گوید پیام منوانجا به جز صبا که رساند سلام منخواندن غزل ‹
- ۷۵۱شمارهٔ ۷۵۱ای ز تو کوه کوه غم بر دل مبتلای مننیست مراد خاطرت جز غم و جز بلای منخواندن غزل ‹
- ۷۵۲شمارهٔ ۷۵۲ای خاک پای توسنت افزوده آب روی مندر عشقت از روز ازل با محنت و غم خوی منخواندن غزل ‹
