بخش
غزلیات جامی
این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۱٬۰۱۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱٬۰۱۵).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۰۱۵
- صفحه
- ۶۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۸۱۷شمارهٔ ۸۱۷غمزه ات کز سعی چشم است این همه بیداد اودر فن عاشق کشی شاگرد توست استاد اوخواندن غزل ‹
- ۸۱۸شمارهٔ ۸۱۸یارب از جانم ببر مهر مه رخسار اویا به هر یک چند روزی کن مرا دیدار اوخواندن غزل ‹
- ۸۱۹شمارهٔ ۸۱۹حبذا پیر مغان کز فیض جام پاک اوخاک را باشد نصیب ای جان پاکان خاک اوخواندن غزل ‹
- ۸۲۰شمارهٔ ۸۲۰مرغ جان کردی هوای دانه های خال اوگر نبستی رشته لاغر تن من بال اوخواندن غزل ‹
- ۸۲۱شمارهٔ ۸۲۱آن سرو که شادند جهانی به غم اوهر سو که خرامد سر ما و قدم اوخواندن غزل ‹
- ۸۲۲شمارهٔ ۸۲۲نامه سربسته آمد غنچه و مضمون اوحسب حال بلبل و شرح دل پر خون اوخواندن غزل ‹
- ۸۲۳شمارهٔ ۸۲۳بریز ای هجر خونم چند سوزی جان من بی اومرا صد بار مردن به که یک دم زیستن بی اوخواندن غزل ‹
- ۸۲۴شمارهٔ ۸۲۴می رود عمر گرانمایه و ما غافل ازووه که جز محنت و اندوه نشد حاصل ازوخواندن غزل ‹
- ۸۲۵شمارهٔ ۸۲۵چرخ اخضر کز دو چشم خاست موج خون در اوشیشه سبز است و اشکم باده گلگون در اوخواندن غزل ‹
- ۸۲۶شمارهٔ ۸۲۶ای ز ابروانت متصل عشاق را محراب دوبا غمزه و چشم تو دل قربان یکی قصاب دوخواندن غزل ‹
- ۸۲۷شمارهٔ ۸۲۷دو نرگس تو که مستند و ناتوان هر دوشدند آفت عقل و بلای جان هر دوخواندن غزل ‹
- ۸۲۸شمارهٔ ۸۲۸ای اشک سرخ دمبدم از چشم تر مروهم رنگ لعل یار منی از نظر مروخواندن غزل ‹
- ۸۲۹شمارهٔ ۸۲۹ای پیر گشته بهر جوانان ز ره مروموی سفید در پی زلف سیه مروخواندن غزل ‹
- ۸۳۰شمارهٔ ۸۳۰خوی که تو را ز تاب می ریخته از جبین فروموج بلاست آمده بر سر عقل و دین فروخواندن غزل ‹
- ۸۳۱شمارهٔ ۸۳۱ای جاودان به صورت اعیان برآمدهگاهی نموده ظاهر و گه مظهر آمدهخواندن غزل ‹
- ۸۳۲شمارهٔ ۸۳۲گشاد از چهره مشکین برقع آن مهارانی فیه وجه الله جهرهخواندن غزل ‹
