بخش
غزلیات جامی
این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۱٬۰۱۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱٬۰۱۵).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۰۱۵
- صفحه
- ۶۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۶۷۳شمارهٔ ۶۷۳نیاساید کس از افغان من جایی که من باشمهمان بهتر که هم خود همنشین خویشتن باشمخواندن غزل ‹
- ۶۷۴شمارهٔ ۶۷۴چو نتوانم که بر خوان وصالت میهمان باشمسر خدمت نهاده چون سگان بر آستان باشمخواندن غزل ‹
- ۶۷۵شمارهٔ ۶۷۵در دور لبت بی می و پیمانه نباشموز شوق تو بی نعره مستانه نباشمخواندن غزل ‹
- ۶۷۶شمارهٔ ۶۷۶چو نتوانم که بر خاک کف پایش جبین مالمز دورش بینم و روی تظلم بر زمین مالمخواندن غزل ‹
- ۶۷۷شمارهٔ ۶۷۷ز زلف تو رگی با جان و دل پیوسته می بینمولی سررشته امید ازو بگسسته می بینمخواندن غزل ‹
- ۶۷۸شمارهٔ ۶۷۸من بی صبر و دل کان شکل زیباهر زمان بینمبلای جان شود هر دیدن و من همچنان بینمخواندن غزل ‹
- ۶۷۹شمارهٔ ۶۷۹چه حسن است این که گر هر دم رخت را صد نظر بینمهنوزم آرزو باشد که یک بار دگر بینمخواندن غزل ‹
- ۶۸۰شمارهٔ ۶۸۰بود آیا که من آن شکل همایون بینمآن رخ فرخ و آن قامت موزون بینمخواندن غزل ‹
- ۶۸۱شمارهٔ ۶۸۱به راه توسنش صد نازنین را خاک می بینمسر چندین عزیزش بسته بر فتراک می بینمخواندن غزل ‹
- ۶۸۲شمارهٔ ۶۸۲چون مرا دولت آن نیست که دیدار تو بینمبه سر کوی تو آیم در و دیوار تو بینمخواندن غزل ‹
- ۶۸۳شمارهٔ ۶۸۳ز عشقت سینه بی غم نبینمز شوقت دیده بی نم نبینمخواندن غزل ‹
- ۶۸۴شمارهٔ ۶۸۴بس که شبها دور ازان گل خاک بر سر میکنمهمچو سبزه صبحدم از خاک سر بر میکنمخواندن غزل ‹
- ۶۸۵شمارهٔ ۶۸۵روی تو غایب از نظر گل را تماشا چون کنمچون لاله داغم بر جگر گلگشت صحرا چون کنمخواندن غزل ‹
- ۶۸۶شمارهٔ ۶۸۶جدا ز لاله رخ خود بهار را چه کنمهزار داغ به دل لاله زار را چه کنمخواندن غزل ‹
- ۶۸۷شمارهٔ ۶۸۷غم رخم زرد می کند چه کنمنفسم سرد می کند چه کنمخواندن غزل ‹
- ۶۸۸شمارهٔ ۶۸۸کی بود یارب که رو در یثرب و بطحا کنمگه به مکه منزل و گه در مدینه جا کنمخواندن غزل ‹
