بخش
غزلیات جامی
این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۱٬۰۱۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱٬۰۱۵).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۰۱۵
- صفحه
- ۶۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۱۳شمارهٔ ۱۱۳تو حور جنتی اما ز چشم فتانتز بس که خاست بلا عذر خواست رضوانتخواندن غزل ‹
- ۱۱۴شمارهٔ ۱۱۴ای واضح و الضحی جبینتواللیل نقاب عنبرینتخواندن غزل ‹
- ۱۱۵شمارهٔ ۱۱۵صد شاخ گل تازه نشاندم به هوایتبازآ که یکی زان همه ننشست به جایتخواندن غزل ‹
- ۱۱۶شمارهٔ ۱۱۶مرا چو قبله نگردد به عیدگه رویتز عیدگه کنم آهنگ کعبه کویتخواندن غزل ‹
- ۱۱۷شمارهٔ ۱۱۷قربان شدن به تیغ جفای تو عید ماستجان می دهیم بهر چنین عید عمرهاستخواندن غزل ‹
- ۱۱۸شمارهٔ ۱۱۸لاله قدح باده و گل شاهد رعناستگلبانگ زنان مرغ چمن مطرب گویاستخواندن غزل ‹
- ۱۱۹شمارهٔ ۱۱۹عاشق تو شهید تیغ بلاستسرکوی تو روضة الشهداستخواندن غزل ‹
- ۱۲۰شمارهٔ ۱۲۰تو را صباحت ترک و فصاحت عرب استملاحتی که میان عجم چنان عجب استخواندن غزل ‹
- ۱۲۱شمارهٔ ۱۲۱این چه رخسار و چه خط وین چه لب استوین چه چشم خوش و خال عجب استخواندن غزل ‹
- ۱۲۲شمارهٔ ۱۲۲وادی عشق که جز تشنه در او نایاب استریگش از خون دل تشنه لبان سیراب استخواندن غزل ‹
- ۱۲۳شمارهٔ ۱۲۳ساقی بیا و باده ده اکنون که فرصت استمطرب بزن ترانه که فرصت غنیمت استخواندن غزل ‹
- ۱۲۴شمارهٔ ۱۲۴خطت گرد لب آن مشکین نبات استکه رسته بر لب آب حیات استخواندن غزل ‹
- ۱۲۵شمارهٔ ۱۲۵ابروی خوشت که ماه عید استانگشت نمای اهل دید استخواندن غزل ‹
- ۱۲۶شمارهٔ ۱۲۶تارک درویش تارک فارغ از تاج زر استکمترین ترک از کلاه تارکش ترک سر استخواندن غزل ‹
- ۱۲۷شمارهٔ ۱۲۷منشور دولتی که ز عشقم میسر استطغرایش آن خطی ست که بر دور ساغر استخواندن غزل ‹
- ۱۲۸شمارهٔ ۱۲۸یار رفت از دیده لیکن روز و شب در خاطر استگر به صورت غایب است اما به معنی حاضر استخواندن غزل ‹
