بخش

غزلیات جامی

این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۱٬۰۱۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱٬۰۱۵).

مورد منتشرشده
۱٬۰۱۵
صفحه
۶۴

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۵ وزن)

اشعار (۱٬۰۱۵ مورد · نمایش ۳۲۱ تا ۳۳۶)

  1. ۳۲۱شمارهٔ ۳۲۱چو محمل بسته بر عزم سفر جانان برون آیدبه همراهی او صد کاروان جان برون آیدخواندن غزل ‹
  2. ۳۲۲شمارهٔ ۳۲۲به چنگ غم دلم از ناله تنگ می‌آیدکه تار زلف تو دیرم به چنگ می‌آیدخواندن غزل ‹
  3. ۳۲۳شمارهٔ ۳۲۳به سینه گر نه غمت دمبدم فرود آیددلم به غمکده سینه کم فرود آیدخواندن غزل ‹
  4. ۳۲۴شمارهٔ ۳۲۴چه شد یارب که آن سرو خرامان دیر می آیدسوار چابک من سوی میدان دیر می آیدخواندن غزل ‹
  5. ۳۲۵شمارهٔ ۳۲۵در آن کو می روم هر لحظه باشد یار پیش آیدزهی دولت ز هر صد بار اگر یک بار پیش آیدخواندن غزل ‹
  6. ۳۲۶شمارهٔ ۳۲۶دی دولتم مساعد و اقبال بنده بودکان آفتاب سایه به حالم فکنده بودخواندن غزل ‹
  7. ۳۲۷شمارهٔ ۳۲۷دی که بود آن کافر سرکش که ترکش بسته بودتیر مژگان در کمان ابروان پیوسته بودخواندن غزل ‹
  8. ۳۲۸شمارهٔ ۳۲۸دوش چشم من به خواب و بخت من بیدار بودشب همه شب مونس جانم خیال یار بودخواندن غزل ‹
  9. ۳۲۹شمارهٔ ۳۲۹تا کی از هجر تو با غم همنشین خواهیم بودبا سرشک گرم و آه آتشین خواهیم بودخواندن غزل ‹
  10. ۳۳۰شمارهٔ ۳۳۰گر نماند آن غنچه لب با من چنان خندان که بودشد مرا از شوق لعلش گریه صد چندان که بودخواندن غزل ‹
  11. ۳۳۱شمارهٔ ۳۳۱دوش در بزم گدا شاه فرو آمده بودنور نازل شده و ماه فرو آمده بودخواندن غزل ‹
  12. ۳۳۲شمارهٔ ۳۳۲دی چو دید آن مه مرا از راه گردیدن چه بودوان روان بگذشتن آنگه باز پس دیدن چه بودخواندن غزل ‹
  13. ۳۳۳شمارهٔ ۳۳۳رفتم به باغ و سرو خرامان من نبودوان نوشکفته غنچه خندان من نبودخواندن غزل ‹
  14. ۳۳۴شمارهٔ ۳۳۴هرشب از زلف تو حال من پریشان‌تر بودهردم از لعل تو چشمم گوهرافشان‌تر بودخواندن غزل ‹
  15. ۳۳۵شمارهٔ ۳۳۵هر شبم در سر خیال آن لب میگون بوددامن از مژگان و مژگان از دلم پر خون بودخواندن غزل ‹
  16. ۳۳۶شمارهٔ ۳۳۶مرا به کوی تو خواهم که خانه‌ای باشدز بهر آمدن آنجا بهانه‌ای باشدخواندن غزل ‹