بخش

غزلیات جامی

این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۱٬۰۱۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱٬۰۱۵).

مورد منتشرشده
۱٬۰۱۵
صفحه
۶۴

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۵ وزن)

اشعار (۱٬۰۱۵ مورد · نمایش ۹۷ تا ۱۱۲)

  1. ۹۷شمارهٔ ۹۷ای درت کعبه ارباب نجاتقبلتی وجهک فی کل صلاتخواندن غزل ‹
  2. ۹۸شمارهٔ ۹۸بر درت جا کنند اهل نجاترفع الله قدرهم درجاتخواندن غزل ‹
  3. ۹۹شمارهٔ ۹۹صد خارم از فراق تو در پای دل شکستوز گلشن وصال تو نامد گلی به دستخواندن غزل ‹
  4. ۱۰۰شمارهٔ ۱۰۰گر آن بی وفا عهد یاری شکستخدا یار او باد هر جا که هستخواندن غزل ‹
  5. ۱۰۱شمارهٔ ۱۰۱گفتمش ای سخت دل عهد تو سست است از نخستگفت تا کی گوییم در روی چندین سخت و سستخواندن غزل ‹
  6. ۱۰۲شمارهٔ ۱۰۲پیش ازان روزی که گردون خاک آدم می سرشتعشق در آب و گلم تخم تمنای تو کشتخواندن غزل ‹
  7. ۱۰۳شمارهٔ ۱۰۳گر بود در خاک پیشم رویم از کوی تو خشتبه که باشد روزنی بر جای آن خشت از بهشتخواندن غزل ‹
  8. ۱۰۴شمارهٔ ۱۰۴عشقت که بود کعبه ارباب سلامتریگ حرمش نیست به جز سنگ ملامتخواندن غزل ‹
  9. ۱۰۵شمارهٔ ۱۰۵بحمدالله که بازم دیده روشن شد به دیدارتگرفتم قوت جان از حقه لعل شکربارتخواندن غزل ‹
  10. ۱۰۶شمارهٔ ۱۰۶چشم بگشادم پس از هجران به ابروی خوشتماه عید وصل نو کردم به روی مهوشتخواندن غزل ‹
  11. ۱۰۷شمارهٔ ۱۰۷در کنج غم نشستم خرسند با خیالتخوشوقت آن که بیند هر ساعتی جمالتخواندن غزل ‹
  12. ۱۰۸شمارهٔ ۱۰۸پیش ازان دم که دهم جان من بیدل ز غمتقدمی نه که شوم خاک به زیر قدمتخواندن غزل ‹
  13. ۱۰۹شمارهٔ ۱۰۹گذر فتاد به سر وقت کشتگان غمتهزار جان گرامی فدای هر قدمتخواندن غزل ‹
  14. ۱۱۰شمارهٔ ۱۱۰تا کی ز دیر آمدن و زود رفتنتخون ریزم از دو دیده که خونم به گردنتخواندن غزل ‹
  15. ۱۱۱شمارهٔ ۱۱۱بوی جان یافتم ز پیرهنتگویی از جان سرشته شد بدنتخواندن غزل ‹
  16. ۱۱۲شمارهٔ ۱۱۲پیرانه سر کشیدم سر در ره سگانتموی سفید کردم جاروب آستانتخواندن غزل ‹