بخش

غزلیات جامی

این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۱٬۰۱۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱٬۰۱۵).

مورد منتشرشده
۱٬۰۱۵
صفحه
۶۴

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۵ وزن)

اشعار (۱٬۰۱۵ مورد · نمایش ۸۹۷ تا ۹۱۲)

  1. ۸۹۷شمارهٔ ۸۹۷عشق جانان نهاد خوان بلاای جگرخوارگان صلاست صلاخواندن غزل ‹
  2. ۸۹۸شمارهٔ ۸۹۸ای تو را رخ فتنه و بالا بلادیده از تو فتنه بیند یا بلاخواندن غزل ‹
  3. ۸۹۹شمارهٔ ۸۹۹زان تازه خط سبز که بر لب فزوده‌ایهوش و خرد به تازگی از ما ربوده‌ایخواندن غزل ‹
  4. ۹۰۰شمارهٔ ۹۰۰بازم طفیل خیل سگان نام برده ایای من سگ تو گرچه به ناکام برده‌ایخواندن غزل ‹
  5. ۹۰۱شمارهٔ ۹۰۱حسن خویش از روی خوبان آشکارا کرده‌ایپس به چشم عاشقان آن را تماشا کرده‌ایخواندن غزل ‹
  6. ۹۰۲شمارهٔ ۹۰۲ای سرو راستین که کُلَهْ کج نهاده‌ایدی تازه گل که پرده ز عارض گشاده‌ایخواندن غزل ‹
  7. ۹۰۳شمارهٔ ۹۰۳ای کزان آرام جانها مانده تنها زنده ایزندگی باشد وبال جان تو تا زنده ایخواندن غزل ‹
  8. ۹۰۴شمارهٔ ۹۰۴ای که مرا به صد جفا سینه فگار کرده ایبا تو یک است عهد من گر تو هزار کرده ایخواندن غزل ‹
  9. ۹۰۵شمارهٔ ۹۰۵جانا چه شد که چنگ جفا ساز کرده ایناسازیی چو بخت من آغاز کرده ایخواندن غزل ‹
  10. ۹۰۶شمارهٔ ۹۰۶رخ برافروخته ای ماه منور شده ایقد برافراخته ای رشک صنوبر شده ایخواندن غزل ‹
  11. ۹۰۷شمارهٔ ۹۰۷الله الله چه نازنین شده‌ایآفت عقل و هوش و دین شده‌ایخواندن غزل ‹
  12. ۹۰۸شمارهٔ ۹۰۸شب‌ها من و خیال تو و کنج خانه‌ایبا خود ز گفت‌و‌گوی تو هردم فسانه‌ایخواندن غزل ‹
  13. ۹۰۹شمارهٔ ۹۰۹ای تو را چون من به هر ویرانه‌ای دیوانه‌ایپیش ماه عارضت شمع فلک پروانه‌ایخواندن غزل ‹
  14. ۹۱۰شمارهٔ ۹۱۰گفتمش با لعل جان بخش از مسیحا کم نییگفت دم درکش که تو شایسته این دم نییخواندن غزل ‹
  15. ۹۱۱شمارهٔ ۹۱۱لذت عشق فرو رفت مرا در رگ و پیعشق می گویم و جان می دهم از لذت ویخواندن غزل ‹
  16. ۹۱۲شمارهٔ ۹۱۲ز شیخ چله نشین دور باش و چله ویکه هست چله وی سردتر ز چله دیخواندن غزل ‹