بخش
غزلیات جامی
این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۱٬۰۱۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱٬۰۱۵).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۰۱۵
- صفحه
- ۶۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۰۵شمارهٔ ۳۰۵آن مه به جانب سفر آهنگ میکندصحرا و شهر بر دل ما تنگ میکندخواندن غزل ‹
- ۳۰۶شمارهٔ ۳۰۶دل به چنگ غمت آهنگ سرودی نکندکه روان بر رخم از هر مژده رودی نکندخواندن غزل ‹
- ۳۰۷شمارهٔ ۳۰۷لعل لبت به لطف حکایت نمیکندچشم خوشت نظر به عنایت نمیکندخواندن غزل ‹
- ۳۰۸شمارهٔ ۳۰۸پاکبازان همه نظاره آن روی کنندراستان میل به آن قامت دلجوی کنندخواندن غزل ‹
- ۳۰۹شمارهٔ ۳۰۹خاک کویش را پس از کشتن به خونم گل کنیدخانه ای سازید و جانم را در او منزل کنیدخواندن غزل ‹
- ۳۱۰شمارهٔ ۳۱۰شبم در ماتم هجران دو ابرو در خیال آمدبه سینه هر کجا ناخن زدم شکل هلال آمدخواندن غزل ‹
- ۳۱۱شمارهٔ ۳۱۱لله الحمد که آن مه ز سفر باز آمدنورم از آمدن او به بصر باز آمدخواندن غزل ‹
- ۳۱۲شمارهٔ ۳۱۲رخ خود به خون نگارم که نگار من نیامدغم او چو کشت زارم به مزار من نیامدخواندن غزل ‹
- ۳۱۳شمارهٔ ۳۱۳یارب چه شد امروز که آن ماه نیامدجان رفت ز تن وان بت دلخواه نیامدخواندن غزل ‹
- ۳۱۴شمارهٔ ۳۱۴چو در شبگون لباس آن مه به گشت شب برون آیددلم زان شکل عیارانه در قید جنون آیدخواندن غزل ‹
- ۳۱۵شمارهٔ ۳۱۵مرا بر هر زمین از دیده اشک لاله گون آیددمد آنجا گل حسرت وز آن گل بوی خون آیدخواندن غزل ‹
- ۳۱۶شمارهٔ ۳۱۶از بس که چشم دارم کان مه ز در درآیداز جا جهم چو ناگه آواز در برآیدخواندن غزل ‹
- ۳۱۷شمارهٔ ۳۱۷چو ترکش بسته از راه آن سوار نازنین آیدمرا تیر بلا بر سینه اندوهگین آیدخواندن غزل ‹
- ۳۱۸شمارهٔ ۳۱۸گر از پیراهنت بویی به طرف گلستان آیدزند گل جامه بر خود چاک و بلبل در فغان آیدخواندن غزل ‹
- ۳۱۹شمارهٔ ۳۱۹هر آه جگرسوز که از سینه برآیددودی ست کزو بوی کباب جگر آیدخواندن غزل ‹
- ۳۲۰شمارهٔ ۳۲۰ز خاکم چو خونین گیایی برآیدز هر شاخ برگ وفایی برآیدخواندن غزل ‹
